جواد حقيقت گو متولد ۱۳۰۷در تهران جزء قديمي ترين بازاري هاي پاچنار ، از نسلي که صداقت ، راستي و و متدين بودنش ضامن موفقيتش مي باشد ، اولين مشتري شرکت ما بوده است.
موي سپيد و صورت چروک بسته اش نشان دهنده انبوه تجربيات اوست . در آخرين روزهاي شهريور ماه ۹۴ با آقاي حقيقت گو که به اتفاق پسرشان آقا صادق به مشهد آمده بودند در دفتر مديرعالي نشستيم و مصاحبه اي با ايشان داشتيم. از ايام گذشته گفتيم و شنيديدم. نشريه ستاره دانايي براي ايشان آرزوي سلامتي و عمر با کفايت دارد.
ستاره دانايي: آقاي حقيقت گو از چه زماني و از کجا با گروه پارت لاستيک آشنا شديد؟
از ابتداي سال ۶۲ و يا ۶۳ بود، از همان ابتداي تاسيس پارت لاستيک از طريق يکي از دوستانم به نام آقاي تهراني که پرس هاي پارت لاستيک را نصب کرده بود در هتل هماي مشهد ملاقاتي با آقاي يزدان بخش داشتم . آن زمان من در قم کارخانه اي در خصوص کيف و چرم داشتم ، پيشنهادهاي کاري زيادي داشتم ولي راغب به همکاري نبودم ولي وقتي براي اولين بار با آقاي يزدانبخش ملاقات کردم و به اتفاق از پارت لاستيک و دستگاه ها و پرسنل ديدن کردم پاسخ مثبت دادم . با اولين حضورم فهميدم آقاي يزدان بخش موفق خواهد شد.
او مي گويد افتخار مي کنم که از روز اول با پارت لاستيک و يزدان بخش کار را شروع کردم و هر روز شاهد بالا بردن کيفيت محصولات اين کارخانه بودم.
ستاره دانايي:نحوه همکاري شما به چه شکل بود؟
من قالب پاشنه کفش به آقاي يزدان بخش مي دادم و ايشان پاشنه کفش مي زدند .
ستاره دانايي : شما چقدر محصول از پارت لاستيک مي گرفتنيد؟
اول توليد کم بود در حد يکي دو تا پرس پارت لاستيک داشت .
ستاره دانايي: با محصولات پارت لاستيک چه مي کرديد؟
من اين پاشنه ها را به تمام نقاط ايران مي فرستادم خيلي خوب هم فروش مي رفت چون کيفيت بالايي داشت . در آن زمان کارخانه هاي ديگري هم که توليد پاشنه کفش داشت به من مراجعه مي کردند که جنسشان را بفروشم اما من فقط با آقاي يزدان بخش کار مي کردم. بعدها که توليد پارت لاستيک به سمت قطعات خودرو رفت يادمه يک نفر به آقاي يزدان بخش مي گفتند هنور پاشنه کفش مي زنين؟ و آقاي يزدان بخش در جواب مي گفتند اين( حقيقت گو) نبايد از سر سفره ما جدا شودو من از اين جمله آقاي يزدانبخش خجالت کشيدم.
ستاره دانايي: مردد نشديد با شرکتي که فاصله زيادي از شما دارد همکاری کنيد؟
نه تعهدي که آقاي يزدان بخش در خصوص محصولاتش داشت و حساسيتي که روي کيفيت محصولاتشان داشتند عامل مهمي در همکاري مابود .کارخانه هاي ديگر هم پاشنه کفش مي زدند اما کيفيت نداشتند . يادمه يک بار يک پارت از محصولات پارت لاستيک به دست ما رسيد که از نظر کيفيت نامرغوب بود. وقتي خبر به گوش آقاي يزدان بخش رسيد خودشان به تهران آمدند ، وقتي خودشان جنس ها را ديدند دستور دادند به مشهد مرجوع بشود. من مانع شدم و گفتم هزينه برگشت بار زياد هست ولي ايشان گفتند بايد اين جنس ها دوباره واردکارخانه من شود و پرسنل من بفهمند نبايد جنس نامرغوب تحويل مشتري شود . ايشان يک تصميم مديريتي گرفتند و من بعدها فهميدم تصميم ايشان چه اثري داشته . فقط و فقط هم يک بار اين مسئله اتفاق افتاد.
ستاره دانايي: شما چند فرزند داريد و فرزندان شما در ارتباط با شغل شما هستند؟
۴ تا پسر و ۲ دختر . همه پسرا شغل منو دارن.
ستـاره دانايي: فضاي کاري گروه پارت لاستيک را چطــــور مي بينيد؟
چيزي که هميشه براي من جالب بوده فضاي صميمي بين پرسنل است و اينکه آقاي يزدانبخش پرسنل خودش را فرزندان خودش مي داند .
ستاره دانايي: در حال حاضرچه تيراژي از پارت لاستيک خريد مي کنيد؟
حدوداً ۱۵۰۰۰ جفت پاشنه در ماه
در حالي که با آقاي حقيقت گو و پسرشان در حال صحبت بودم آقاي نورعلي جهانگيري وارد دفتر شدند آقاي يزدانبخش آقاي نورعلي را کارشناس ارشد کفش وين و اولين معلم ما در شرکت پارت لاستيک معرفي کردند .
آقاي نورعلي متولد ۱۳۱۷ اهل همدان واز پرسنل آقاي حقيقت گو هستند. ايشان بازنشسته کفش وين هستند ودر خصوص فرمول دادن زيره کفش تبحر خاصي دارند. چهره او نشانی ازمهربانی و سخت کوشی دارد.
در زمان صرف نهار فرصتي پيش آمد که در کنار آقاي نورعلي بنشينم و با ايشان صحبت کنم.
ستاره دانايي: آقاي نورعلي اهل کجاييد و چند فرزند دارين؟
اهل همدان هستم و ۶ فرزند دارم
ستاره دانايي: آقاي نورعلي شما چطور با پارت لاستيک آشناشدين؟
من به واسطه آقاي تهراني که نصاب پرس هاي پارت لاستيک بودند با آقاي يزدان بخش آشنا شدم من از سال ۱۳۳۵ با آقاي حقيقت گو آشنا وبعدها با پارت لاستيک …..
ستاره دانايي : چه خاطره خوبي از پارت لاستيک دارين؟
يک سفر با آقاي يزدان بخش با وانت پيکان از تهران تا مشهد آمدم اين بهترين خاطره من هست . آقاي يزدان بخش مرد بسيار مهرباني هست.
برای این یاران قدیمی گروه سرمدی، توانایی و توفیق بیش از این آرزومی نماییم.
به قلم:آتنا طوسیان