نادر فقيه زاده جواني خوش فکر و خوش ذوق که اين روزها خيلي از عاشقان اتومبيل هاي بي ام دبليو خودروهايي را سوار مي شوند که طراحي آنها را او به عهده داشته است.
فقيه زاده متولد سال 1355 است. او دوران ابتدايي را در تهران گذراند و در سال 1365 به دليل شغل پدرش که در کنسولگري ايران در فرانکفورت و هامبورگ کارمي کرد،به اتفاق خانواده اش، تهران را به مقصد آلمان ترک کرد و همين کوچ اجباري سرآغاز موفقيت هاي بسيار اوشد.نادر هميشه به نقاشي و طراحي علاقه داشت و در رشته هاي هنري خوب عمل کرده بود.ولی طراحي خودرو شغلي نبود که از بچگي آرزويش را داشته باشد؛حتي نمي دانست چنين شغلي وجود دارد.
او درکودکي هواپيماها وخودروهايي علمي،تخيلي طراحي مي کرد که انسان ها قادر بودنددر آن ها زندگي کنند وتک تک جزئيات ممکن را هم براي زندگي يک انسان وپرواز آن ها در طرح هايش ترسم می کرد. گاهي طرح ماشين پدرش را از هر زاويه اي که نگاهش به آن مي افتد،با جزئيات مي کشيد.

نوجوان ايراني ادامه دوران مدرسه تا ديپلم را در آلمان گذراند و چند سال بعد هم موفق شد با مدرک فوق ليسانس طراحي خودرو از دانشگاه فورتزهايم آلمان فارغ التحصيل شود.


از چه زماني وارد کمپاني BMW شديد؟
- بلافاصله بعد از تحصيل و فارغ التحصيل شدنم با دعوت آقاي بنگل مدير طراحي گروه BMW در اين کمپاني مشغول به کار شدم. ابتدا در قسمت advanced design و بعد طراحي داخل اتومبيل و بعد هم در قسمت طراحي بدنه.

کار کردن در شرکتي مانند BMW چه مزايا و چه سختي هايي دارد؟
- اينجا همه چيز منظم و حرفه اي است. هر کسي دقيقا کاري را انجام مي دهد که در آن تخصص دارد و اين باعث حرفه اي بودن کار و بالا رفتن کيفيت محصول مي شود اما در عين حال يکي از سختي هاي کار براي طراح، اين است که بايد با مسوولان اين همه قسمت مختلف به خوبي کار کند و آنها را براي پياده کردن ايده هايش قانع کند و در عين حال سعي کند همواره طرح به ايده اصلي اش نزديک بماند و يا دستخوش تغييرات نشود که اين کارها هميشه به سادگي امکانپذير نيست.
از ديگر سختي هايي که مي توانم به آن اشاره کنم
رقابت تنگاتنگ بين طراح ها است.

آيا طراحي خودرو شغلي بود
که در کودکي آرزوي آن
را داشتيد؟
خير، حتي نمي دانستم
که چنين شغلي وجود
دارد! وليهمیشه از بچگي
وقتي ماشين ها را مي ديدم
يک احساس فانتزي خاصي داشتم. مثلا يک بنز اس 280 هميشه در کوچه ما پارک بود که براي من يک روح يا حس خاصي داشت. برايم جالب بود که چطور يک ماشين اينقدر شخصيت و روح دارد. آن زمان نمي دانستم که قبل از توليد اين ماشين، يک طراح اين طرح را با عشق کشيده و اين روح را به وجود آورده و کلي آدم براي به وجود آوردن اين ماشين زحمت کشيده اند.

چطور شد که وارد شرکت BMW شديد؟
در دانشگاهي که در آن تحصيل مي کردم در آخر هرترم نمايشگاه کارهاي طراحي داشتيم و مهماناني که مي آمدند طراحان و مسوولان شرکت هاي خودروسازي مشهور دنيا بودند که اکثرشان از شرکت هاي خودروسازي آلمان از قبيل بنز، بي ام دبليو، پورشه و ... آنجا بودند. آنجا بود که رابطه بين دانشجويان و صنعت ايجاد مي شد و همين طور براي من.

ترم 4 بود که پورشه و بي ام دبليو برايم امکاناتي براي بورسيه دادند و چون من به بي ام دبليو احساس خوبي پيدا کرده بودم انتخابم بي ام دبليو شد.

کدام خودروها را براي اين شرکت طراحي کرده ايد؟
- BMW7 Series طراحي داخلي
BMW6 Series Coupe طراحي خارجي
BMW6 Series Convertible طراحي خارجي
BMW6 Series Grang Coupe طراحي خارجي
قبلا در يکي از مصاحبه ها گفته بوديد که شما براي طراحي خودرو از جريان آب الهام گرفته ايد. در اين باره بيشتر برايمان بگوييد.

- اواخر سال 2007 بود که اين ايده به ذهنم رسيد، آن زمان من به دنبال فلسفه جديدي بودم که موج آب مرا تحت تاثير قرار داد، مثل تصويرلحظه نخست شکافته شدن سطح آب توسط کشتي يا قايق و به وجود آمدن فرم هاي هندسي جالب و زيبا در سطح آب.
چه عواملي در موفقيت شما تاثيرگذار بوده؟

- علاقه و عشق به کار، گوش دادن و دنبال کردن حس دروني، نترسيدن از رقابت سخت، ايمان و اميد و در آخر پشتکار

آيا به جز شما ايراني ديگري هم در کمپاني BMW مشغول کار است؟
بله، چند مهندس ايراني در قسمت تکنيک و همينطور در قسمت فروش

تا به حال تصادف کرده ايد؟
وقتي که تازه گواهينامه گرفته بودم يک بار ماشين نو پدرم را سوار شده بودم. با سرعت دنده عقب رفتم که يک ماشين پيچيد و جلو تا عقب ماشين پدرم به کلي داغان شد، خيلي ناراحت شدم چون آن ماشين را خيلي دوست داشتم.

براي طراحي خودروها چقدر زمان مي گذاريد؟
براي طرح ها بين 2 تا 3 سال وقت مي گذارم. از ايده تا زماني که ماشين توليد مي شود. مرحله اول اين است که يک ايده را در ذهن شکل مي دهيد و به ماشين شخصيت خاصي مي بخشيد. در اين مرحله بايد بتوانيد ايده را واضح و شفاف روي کاغذ پياده کنيد و رئيس بخش طراحي را متقاعد کنيد که طرح خوبي است، درست مثل يک بازاري که جنسش را مي خواهد بفروشد.

مرحله دوم، بعد از انتخاب طرح است که بايد از روي آن مدل ساخت. در اين مرحله بايد طرح دو بعدي را به صورت سه بعدي پياده کنيد. مدل سازي تقريبا يک سال طول مي کشد که در آخر بايد يک مدل بي نقص از نظر هنري، استاتيک، اقتصادي، تکنيکي و ... آماده شده باشد که به آن ديزاين فريز مي گويند.

مرحله سوم، مرحله توليد است که با استفاده از تمام امکانات شرکت و کار با تمام شبکه ها، طرح پياده شده و ماشين آماده توليد و راهي باند کارخانه مي شود.
منبع:مجله اینترنتی برترین ها/ به کوشش:هیات تحریریه