هدف اصلي روانشناس کار، مطالعه و کاربرد آن دسته از اصول و يافته هاي علم روانشناسي است که در رابطه بين انسان و کار او اثرمیگذارد.

آدام اسميت معتقد است که سعادت و ثروت هر ملت، بسته به نيروي کار مردم آن است.هانري ميلر میگويد: کار و زندگي، لازم و ملزوم اند؛ کار کن براي زندگي و زندگي کن براي کار. هنري فورد معتقد است شخصي که از کار میگريزد، از زندگي میگريزد. اسکار وايلر نيز گفته است که هرچه کار سخت باشد، بيکاري از آن سخت تر است.

در تعريف روانشناسي کار میتوان گفت،رشته اي از روانشناسي که در آن رفتار آدمي در رابطه با کار مورد مطالعه قرار میگيرد. هدف اصلي روانشناس کار نيز مطالعه و کاربرد آن دسته از اصول و يافته هاي علم روانشناسي است که در رابطه بين انسان و کار او اثرمیگذارد.
بنابراين، میتوانيم قلمرو روانشناسي کار را به عنوان مطالعه رفتار آدمي در آن جنبه از حيات بدانيم که با « کار» پيوندي تنگاتنگ دارد و رفتار آدمي را در رابطه با آن تحت مطالعه و بررسي قرار میدهد.
براي به حداقل رسانيدن اين مشکلات انساني در کار، از قوانين و يافته هاي روانشناسي استفاده میکند.
در روانشناسي کار کوشش اصلي روانشناس آن است که:
ـ هر سازمان توليدي يا خدماتي به توليد آن دسته از کالاها و خدمات بپردازد که اولاً، نيازهاي «معقول» آدمي را تأمين کند و ثانياً، در اين راه، رفاه جسمي و ارزشهاي شخصي و انساني مردم نيز مورد توجه قرار گيرد.
ـ کارآيي و خاصه اثربخشي فعاليت کارکنان سازمانها در توليد و توزيع کالاها و خدمات، افزايش يابد.
ـ شرايطي فراهم شود تا کارکنان سازمانها، با اعتقاد و علاقه به فعاليت بپردازند.
ـ ارزشهاي شخصي و انساني کارکنان سازمانها هم چنان محفوظ باقي بماند و موجباتي فراهم گردد که ايمني کارکنان در زمينه سلامت جسمي و رواني، تأمين شود.
ـ بهداشت رواني کارکنان سازمانها با تمام ابعاد آن تأمين شود و رشد و بالندگي شخصيت آنان همراه با افزايش کارآيي و اثربخشي فعاليتشان، موردنظر قرار گيرد.
ـ مسايل انساني در محيط کار حل شود و اگر بخواهيم واقع بینانه تر بيان کنيم، مسايل و مشکلات انساني در محيط کار، به حداقل برسد و...
در تعريف روانشناسي صنعتي (که اکنون ديگر از اين اصطلاح استفاده نمیشود)آمده است: مطالعه رفتار آدمي در جنبه هایی از حيات که به کار مربوط است و بهرهگيري از دانش حاصل از رفتار آدمي جهت به حداقل رسانيدن مشکلات وي در کار.
تعريف روانشناسي صنعتي سازماني:
کاربرد اصول روانشناسي در محل کار و مطالعه عواملي که در سازمانها بر کارکنان اثر میگذارد.
به اعتقاد اسپکتور، روانشناسي صنعتي و سازماني، يعني يافتن اصول علمي و به کارگيري آن در محل کار.
امروزه در کاربرد روانشناسي کار به پديده هايي نظير «تفاوتهاي فردي»، «ساختار سازماني»، «پاداش و دستمزد» «ساختار گروهي در سازمان»، «نظام تنبيه و تشويق»، «طراحي وسايل کار»، «شرايط کار»، «انگيزش کارکنان» و نظاير آن توجه میشود و قابل پيشبيني است که در آينده نيز توجه روانشناس کار يا روانشناسي صنعتي و سازماني به جاي «عوامل منفرد»، به «عمل متقابل رفتار آدمي» و عوامل ديگري نظير سازمان، شرايط کار، بهرهوري، آدمکهاي مصنوعي و... معطوف شود.
منبع:آکاایران/به کوشش:وحید فرهمند صدر/شرکت عایق خودرو