خانواده يزدانبخش بعد از فوت دختر و نوه شان، شادي را دركمك به كودكان مستعد نيازمند يافته اند.

سرآغاز كار نيك
وارد ساختمان انجمن نيكوكاري مهندس شادی يزدانبخش مي شويم و مدير عامل انجمن، نصرت تنباكوچي به استقبالمان مي آيد. او نه تنها مدير كه مادر بچه هاي تحت پوشش خيريه اش است. از سرآغاز اين كار نيك اين طور مي گويد: اينجا انجمن مردم نهاد (سَمَن) است كه آذر ماه 1387 بعد از فوت دختر و نوه ام در بيمارستان، تاسيس شد. اين مركز نيكوكاري كه مجوز سازمان بهزيستي را دارد، در راستاي ايجاد پيوند دوستي، حمايت از كودكان به ويژه كودكان ده ساله در چهار راه كوشش تشكيل شده است.
مادر مرحوم شادي يزدانبخش، از غم بزرگي كه هشت سال پيش به خانواده آن ها وارد شده هنوز منقلب است. او از دخترش ياد مي كند و مي گويد: شادي، فرزند دومش را باردار و براي انجام عمل سزارين در بيمارستان بستري بود. ما در تدارك جشن تولد نوه مان بوديم اما در عين ناباوري از كادر پزشكي بيمارستان خبر فوت شادي و نوزادش را شنيديم؛ خبري كه روزهاي رنگي مان را سياه كرد. يك ماه بعد از فوت عزيزانمان، كاري را كه از سال ها قبل دوست داشتيم انجامش دهيم، آغاز كرديم. براي تاسيس انجمن نيكوكاري به ساختماني نياز داشتيم كه دفتر كارمان باشد. براي اين منظور، ساختماني كه از قبل در چهارراه كوشش داشتيم، بازسازي شد و كار را همان جا شروع كرديم.
تنباكو چي ادامه مي دهد: اين اقدام خانواده ما در درجه نخست براي تسكين درد فراق شادي و نوزادش و يادبودي براي آن ها بود. غير از آن دوست داريم خدمتي اجتماعي به هموطنانمان ارائه دهيم. افراد بايد به گونه اي خلأهاي زندگي شان را پر كنند و ما بعد از رفتن شادي، با كــــمك به دانش آموزان مستعد نيازمند سعي مي كنيم اين خلأ را پر كنيم.
تحت پوشش گرفتن 50 دانش آموز در ابتدا
محور فعاليت هاي انجمن نيكوكاري شادي، كمك به دانش آموزان مستعد نيازمند است. خانم تنباكوچي كارهاي انجام شده در همين راستا را توضيح مي دهد: در سال نخست، پس از تاسيس انجمن، با مديران مدارس مناطق حاشيه شهر ارتباط گرفتيم و ضمن بازگو كردن اهداف انجمن نيكوكاري شادي، از آن ها خواستيم دانش آموزاني را كه در درس شان ممتازند ولي خانواده شان از توانايي مــــالي خوبي برخوردارنيستند، به ما معرفي كنند. ما از مديران مـــدارس خواستيم، دانش آموزان پايه سوم ابتدايي را كه تقريبا از نظر تحصيلي به ثبات نسبي رسيده اند، معرفي كنند. در مـرحله بعد، به اتفاق اعضاي هيئت امنا به عنوان مهمان به خانه اين افراد رفتيم و از وضعيت زندگي شان مطلع شديم. در اين تحقيق ها به شغل پدر دانش آموز و حقوق ماهيانه اش، تعداد اعضاي خانواده و وضعيت هر كدام از آن ها از نظر سلامتي، تحصيلي يا شغلي و ...، ووسايل زندگي شان و خانه اي كه در آن زندگي مي كردند، توجه كرديم. و در نهايت كار را با تحت پوشش گرفتن 50 دانش آموز كه خانواده شان را نيز شامل مي شد، شروع كرديم.
توجه به خانواده هاي سالم نيازمند
با توضيح مدير عامل انجمن خيريه شادي متوجه مي شويم بيشتر دختران و پسران تحت پوشش، از خانواده هايي با مشكلات خاص هستند؛ خانواده هايي كه يكي از والدين خانه را ترك كرده اند، پدر يا مادر در زندان به سر مي برند، معتاد دارند و ... او با اشاره به اينكه توجه به خانواده هاي سالم نيازمند خواسته اوليه شان بوده، مي گويد: اوايـــل، توجه مان فقط معطوف به دانش آموزان ممتازي بود كه درآمد خانواده شان اندك است و از اين كمبود رنج مي برند اما با ديدن خانواده هايي كه مشكلات فراوان ديگر، گريبان گيرشان است، نتوانستيم روي خواسته مان بمانيم و در حال حاضر هم خانواده هاي سالم و هم آسيب ديده را تحت پوشش داريم. هر كدام از اين خــانواده ها به نوعي از آسيب هاي اجتماعي رنج مي برند و به همين دليل، فرزندانشان با داشتن استعدادهاي خوب در شرايط مناسبي از نظر تربيتي، تحصيلي و مذهبي به سر نمي برند.
از كمك هاي مالي تا مشاوره اي
با تنباكوچي به اتاق هاي مختلف انجمن نيكوكاري مي رويم. يكي از اتاق ها به وسايلي اختصاص دارد كه خيران اهدا كرده اند؛ از پوشاك گرفته تا كتاب هاي درسي و لوازم خانه. او اتاق بزرگ ديگري را نشانمان مي دهد كه محل برگزاري جلسه هاي گردهمايي، مشاوره و كلاس هاي تقويتي است. در اين ميان با توضيحات خانم مدير عامل متوجه مي شويم نه تنها برنامه هاي معمول انجمن نظير رفت و آمد خيران و افراد تحت پوشش، جلسات هيئت مديره و ... بلكه مراسم مذهبي، تولد، تقدير از دانش آموزان، جشن هاي پايان دوره تحصيلي و تابستاني نيز در همين اتاق برگزار مي شود.
او عنوان مي كند: روان شناس هايي هستند كه با ما همكاري مي كنند و روزهاي پنجشنبه به اينجا مي آيند و به افراد مشاوره مي دهند. البته مشاوره دادن به خانواده ها فقط محدود به آمدن به اينجا نمي شود و گاهي افراد را به مراكز مشاوره اي كه در سطح شهر وجود دارند، معرفي مي كنيم تا آنجا به مشكلشان رسيدگي شود.
دوست داريم به تحصيلات تكميلي ترغيبشان كنيم
اين بانوي نيك انديش مي افزايد: هدف ما در اينجا برنامه ريزي براي ازدواج دختران و تهيه جهيزيه آن ها نيست؛ هدف رسيدگي به وضعيت تحصيلي دانش آموزان مستعد است. اما نمي شود به ازدواج هم بي توجه بود؛ در همين جا افرادي تحت پوشش داريم كه با نمرات خيلي خوب بر اثر فشار خانواده يا علاقه خودشان پيش ازتمام كردن دوره دبيرستان و ورود به دانشگاه، تصميم به ازدواج مي گيرند. در اين مدت، چند نفر از بچه هاي ما ازدواج كرده اند و ما هم از آن ها براي تشكيل خـــانواده حمايت مي كنيم ولي بيشتر دوست داريم به درس ترغيبشان كنيم.
از خانم تنباكوچي مي پرسيم به جز ازدواج در چه صورتي بچه ها از فهرست انجمن شما حذف مي شوند كه پاسخ مي دهد: بيشتر ازدواج، بچه ها در قالب فرزند خواندگي يا مهاجرت خانواده از اينجا مي روند. دختري كه مادرش فوت كرده بود و با پدر بزرگش زندگي مي كرد، به خاطر برگشتن پدر بزرگش به روستا و نداشتن سرپرست ديگري از پيش ما رفت.
اعتقاد ما اين است كه هيچ جا براي فرد، خانه خودش نمي شود. ما هر قدر هم خوب باشيم و به بچــه ها محبت كنيم، آن ها به خانواده احتياج دارند، به ويژه دخترها كه آسيب پذيرتر از پسرها هستند. براي همين باعث جداماندن افراد تحت پوشش از خانواده ها نمي شويم.
جمعي فاميلي اينجا را اداره مي كند
انجمن نيكوكاري شادي در عين حال كه امكانات مالي متوسطي دارد، به خوبي اداره مي شود؛ وقتي از بخش هاي مختلف طبقه اول بازديد مي كنيم، متوجه مي شويم مديريت و كادر اينجا به خوبي از حداقل امكانات، بيشترين بهـــره را مي برند. با وجود اين، تهيه حداقل امكانات هم براي خيريه ها چالش بزرگي است؛ از اين رو ســـوال بعدي ما به حامي هاي مالي انجمن بر مي گردد كه تنباكوچي عنوان مي كند: جمع ما يك جمع فاميلي است؛ هيئت موسس و هيئت مديره نيز همين طور است. افراد خيري هستند كه از كمك هاي مختلف نقدي و غير نقدي آن ها بهره مند مي شويم. بعضي از آن ها، من را مي شناسند و به خاطر آشنايي كمك مي كنند. كمك هاي مردمي نيز از طريق  صــندوق هاي ما در سطح شهرجمع آوري مي شود.
درآمد بازارچه هاي نيكوكاري كه دو بار در سال و به كوشش بانوان هنرمند به نفع خانواده هاي تحت پوشش انجمن نيكوكاري شادي در برج قطعه ساپكو برگزار مي شود، از ديگر درآمدهاي ماست.
افراد ديگري هم در اين مكان حضور دارند و فعاليت مي كنند؛ درباره آن ها سوال مي كنيم كه جواب مي دهد: محيط كار ما جمع و جور است؛ خدا را شكر همكاران خوبي دارم و از مربياني كه براي كلاس هاي تقويت و مشاوره به اينجا مي آيند، راضي هستم و از آن ها ممنونم.
رسيدگي به اين كودكان به من آرامش مي دهد
او با ناراحتي از برخي معضلات اجتمـــــاعي و بي عدالتي ها مي گويد: برخي بچه هاي تحت پوشش انجمن ما هوش و استعداد بسيار دارند؛ آن ها نمي توانند با خانواده نابسامان خود كنار بيايند و آسيب ديده هستند. و احساس بي پناهي مي كنند. رسيدگي به آن ها براي بهبود شرايط زندگي شان به من آرامش مي دهد.
در حال حاضر 200 دانش آموز از حاشيه شهر مثل كال زركش، قلعه ساختمان، شهرك شهيد رجايي، جاده سيمان، سه راه فردوسي و برخي محلات دیگر تحت پوشش داريم و تعدادي از جمعيتي كه در نخستين مرحله به ما پيوستند، در مقطع پيش دانشگاهي تحصيل مي كنند.
او در تشريح بخشي از فعاليت هاي انجام شده عنوان مي كند: توجه ما فقط معطوف به دانش آموزان نيست، بلكه از خـانواده آن ها نيز حمايت مي كنيم؛ چرا كه معتقديم رشد علمي و تربيتي دربستر خانواده محقق مي شود.
تغذيه؛ مهم ترين نياز
اين بانوي نيك انديش مي گويد: ما بررسي كرديم افراد شناسايي شده چه احتياجــــاتي دارند؛ متوجه شديم تغذيه مهم ترين مسئله آن هاست. در همين راستا به كل خانواده آذوقه مي دهيم و در ابتداي هر فصـــل، خواربار خــانواده را تأمين مي كنيم.همچنين مخارج كودكاني را كه بيمار حـــادي دارند، مي پردازيم. در ابتداي ســــال تحصيلي كيف، پوشاك و نوشت افزار محصلان را تهيه مي كنيم. و در طول ســال هم از آن ها حمايت كامل مي كنيم طوري كه حتي هزينه اردوهاي تفريحي آن ها را مي پردازيم.
فعاليت هـــاي مستمر و موثر اين باني خير در شناسايي خانواده هاي نيازمند و مديريت انجمن، ذهنم را مشغول مي كند تا از علاقه اش به اينكار بپرسم.
او خاطره اي را بيان مي كند: در نخستين سالي كه به خانواده ها افطاري داديم، خانمي پيش من آمد و در حالي كه گريه مي كرد، گفت تا پيش از آشنايي با شما هر جا مي رفتيم تحقيرمــــــان مي كردند ولي شما به ما احتـــــــرام مي گذاريد و در كنارتان احساس راحتي مي كنيم.
مي پرسيم با مشكلات متعددي كه اين افراد دارند، چطور خلأهاي زندگي شان را پر مي كنيد كه با لبخند مي گويد: با محبت، با اينكه بيشتر اين خانواده ها از بيماري، تنهايي و مشكلات مادي رنج مي برند، آبرودار هستند. ما سعي مي كنيم با آن ها رابطه عاطفي برقرار و خلاء كمبود محبت بچه ها را پر مي كنيم.
تنباكوچي به قاب عكس بزرگي كه چهره خندان و سرزنده شادي در آن، جاي گرفته نگاه مي كند و مي گويد: وجود اين ها به من آرامش مي دهد و تا روزي كه بتوانم، كارم را ادامه خواهم داد.
به نقل از روزنامه شهرآرا
صــندوق هاي ما