چکیده ای از سخنرانی آقای دکتر محسن رنانی در هفتمین نشست کافه خرد

از خداجوييم توفيق ادب بي ادب محروم ماند از لطف رب
بي ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش بر همه آفاق زد
از ادب پر نور آمد اين فلک وز ادب معصوم و پاک آمد ملک
با بحث شکست توسعه شروع مي کنيم. با همه شاخص هاي جديد، فرايند توسعه در ايران شکست خورده است. دولت مدرن با انقلاب مشروطيت شکل مي گيرد .دوماه بعد از امضاي فرمان مشروطيت نخستين چاه نفت در مسجد سليمان فوران مي کندو کل مسير تاريخ ما را عوض مي کند.
از 1284 ه ش تا 1395 ه ش 110 ساله است که ما وارد دولت مدرن شده ايم و همواره تکامل پيدا مي کند و مثل بچه اي که به دنيا آمده در حال پيشرفت هست .همينطور آموزش مدرن، بهداشت مدرن و نظام اداري مدرن و... در حال پيشرفت است اما به تکامل لازم نرسيده است .
ما حدودا 80 سال است که آموزش و پرورش مدرن داريم ولي مي توان گفت در همان نقاط اوليه ايستاده ايم و پيشرفت چنداني نداشته ايم.
ما علايمي بابت پيشرفت توسعه داشتيم ولي توسعه متوقف شده است. چرا در مسير توسعه در جا مي زنيم؟به طور خلاصه مي توان گفت يکي از علت ها اين است که ما آدم لازم يا بهتر بگوييم نيروي انساني کارآمد که بتواند فرآيند توسعه را مديريت کند نداشته ایم و در حال حاضر هم نداريم.
در اين سال ها متوجه شده ام توسعه را بايد از آموزش شروع کرد.درگفتگويي بايکي از دوستان علاقه ام را به پست وزارت آموزش و پرورش ابراز کردم.دوستم گفت در اين پست هم، نياز به بودجه و فضا هست . اين مطلب را قبول دارم ولي در اين پست هم مي توان با کارهاي کوچک آثار بزرگ به وجود آورد مثلا ممنوع کردن مشق بچه ها.
اگر به طور خلاصه در يک جمله بگوييم چرا توسعه نيافته ايم به خاطر اين است که ماجامعه بی کودکی هستیم بخاطر غفلت خانواده، جهل معلمان و جاه طلبی سیاست مداران.
نرخ مشارکت زنان درسال 95 ،12درصد بوده است که نسبت به سال هاي قبل سير نزولي داشته است .مهم ترين شاخص براي اين که جامعه به سمت توسعه پيش مي رود يانه، نرخ مشارکت زنان هست. يعني مجموعه زناني که در سن فعاليت (15-60 )و در بازار کار فعال هستند نسبت به کل زنان.
البته بايد متذکر شوم تحصيلات رفاه و رشد مي آورد ولي توسعه نمي آورد. ما اصولا توانايي هاي لازم براي مديريت پروسه توسعه را نداريم. چون کودکي را از دست داديم .در جامعه ما برای کودکان 0تا7 سال دوره ای که بذر توسعه درآن شکل می گیردبرنامه نداریم .
رشد:تکثیر وضعیت موجودبدون عمق دهی و تغییر پیچیدگی
پیشرفت:وضع موجود با فناوری بهتری افزایش پیدا کند.
توسعه:تحول کیفی در پدیده موجود یعنی روحی که در تولید یا جامعه است را تغییر دهیم، الگوهای رفتاری و فکری را تغییر دهیم.
مثال روشن اینکه ما جاده های بیشتری می سازیم (رشد)،برای جـــاده ها دوربین و تابلومی گذاریم (پیشرفت) ولی در این جاده های پیشرفته درست رانندگی نمی کنیم و به حقوق یکدیگر احترام نمی گذاریم پس ما توسعه نداشته ایم.
در توسعه جامعه جان دارتر و زنده تر می شود، روح پیدا می کند
توسعه زمانی رخ می دهد که ابعاد کمی که رشد و پیشرفت است روح پیدا می کند و می شود توسعه.
بعد اول توسعه مادی و اقتصادی است که تولید رفاه می کند و نیاز به سرمایه اقتصادی و انسانی است و بعد دوم فرهنگی و رفتاری است.
علل مهاجرت فرزندان ما عدم رفاه نیست بلکه عدم رضایت است.آموزش صبر،مشارکت،رواداری،تقسیم کار،خلاقیت،ریسک پذیری،دگر اندیشی، گفتگو و... در کودکی صورت می گیرد.
ما در دنیایی هستیم که ارتباطات به سرعت زیاد می شود ولی هنجارهایی که دنیا را مدیریت کند رشد نمی کند چون توانایی آفرینش رضایت را آموزش ندیده ایم و ما برای حرکت به سمت توسعه راهی نداریم مگر اینکه از کودکی شروع کنیم.