6تا 9 مرداد ماه 95- جبهه جنوبی


پس از یک دوره یک ماهه آماده سازی و برگزاری چندین صعود کوتاه مدت تمرینی جهت صعود به با م ایران( قله دماوند) عازم منطقه شدیم. مسیر جنوبی را جهت صعود در نظر گرفتیم و راهی شهرستان پلور شدیم.
شب اول را در قرارگـاه کـوهنوردی پلـور در کنار جاده هراز گذراندیم. صبح پنجشنبه 7 مرداد ماه عازم حسینه ی صاحب الزمان که نقطه آغاز پیمایش است شدیم. هوا بسیار مطبوع و مناسب صعود بود. البته برای روز های آتی هواشناسی جوی ناپایدار و بارندگی به صورت برف را در ارتفاعات پیش بینی کرده است.
پیمایش را ساعت 8:30 از محل حسینه آغاز کردیم. شیب ملایم مسیر پس از حدود یکساعت کم کم رو به افزایش گذاشت . عازم بارگاه سوم بودیم تا شبی را آنجا بگذارنیم و صبح جمعه به قصد صعود به قله حرکت کنیم.
علی رغم گرمای هوا و موقعیت فصل هنوز گهگاهی شقایق های وحشی در مسیر خودی نشان می دادند و عطر آویشن و گیاهان کوهی هنوز هم مسحور کننده بود .
نهایتاً پس از حدود 4 ساعت پیمایش، به بارگاه سوم دماوند در ارتفاع 4200 متری رسیدیم. محلی مناسب را برای چادر زدن انتخاب کردیم و باقی روز را به استراحت و هم هوایی گذراندیم. کم کم زیر پایمان از ابر پوشیده شد و منظره ی بی نظیری را به تصویر کشید.
با اطلاع از وضعیت نه چندان مساعد هوا در روز بعد، ساعت شروع را کمی جلو انداختیم تا کمتر به هوای نامساعد برخورد کنیم. ساعت 3 صبح از خواب برخواستیم و پس از صرف صبحانه مختصر و جمع آوری لوازم مورد نیاز ساعت 4 در ابتدای پاکوب صعود حاضر بودیم. تجهیزات کاملاً زمستانی همراه خود داشتیم که خاطرمان را برای مواجهه با طوفان و برف جمع می کرد.
شیب تند زیر آبشار یخی را به سمت بالا ادامه دادیم. کم کم وارد ابرهای بالا دست می شدیم و هوا بصورت قابل توجهی سرد تر شد. ساعت حدود 6 بود و خورشید می بایست تا این ساعت بالا می آمد. اما غلظت ابرها مانع تابیدن خورشید به ما می شد و ما همچنان در سرمای ابتدای صبح صعود را ادامه می دادیم.ساعت حدود 9 صبح به آبشار یخی رسیده بودیم. مه بقدری غلیظ بود که نه تنها آبشار حتی چند قدم جلوتر نیز دیده نمی شد. به کمک GPS و پاکوب واضحی که پیش رو داشتیم، مسیر را ادامه می دادیم. حالا در ارتفاع 5000 متری بودیم.
خبر های خوبی از بالا دست نمی آمد. تیم ها و نفرات یکی پس از دیگری نا کام از صعود بازمی گشتند و از هوای نامساعد در ارتفاعات بالاتر گله مند بودند. لباس ها و کوله های یخ زده شان و موهای قندیل بسته شان کمی ما را نگران می کرد. تصمیم گرفتیم تا هر جا که شرایط جوی اجازه داد بالا برویم و در صورت شدت گرفتن طوفان باز گردیم.
پاکوپ پشت یال را انتخاب کردیم تا از شر بادهای غربی در امان باشیم. گه گاهی از تراکم ابرها کاسته می شد و پرتوهای خورشید از لابه لای ابرها به ما می رسید و به صعود دلگرم تر می شدیم. ارتفاع 5200 متر بود وضعیت هوا بسیار بهتر شده بود خبری از سرما و یخبندان چند ساعت پیش نبود و ما به صعود امیدوار تر بودیم.
حالا ساعت حدود 12 است تپه گوگردی را پشت سر گذاشته ایم و چیزی تا قله نمانده. کوهنوردانی که از بالا می آیند حالا همه صعود کرده اند. خنده بر لب دارند و جملات دلگرم کننده بر زبان. ارتفاع حدود 5500 است کم کم بخارات گوگردی به مشام می رسد. در برخی مناطق از حفره های کوچکی روی زمین گاز گوگرد بیرون می زند و در فضا می پیچد. گاز گوگرد، باد شدید و ارتفاعات بالا تنفس را بسیار دشوار کرده است. یأس به دل راه نمی دهیم و ادامه مسیر را پیش می گیریم. از کنار دهانه گوگردی بزرگ عبور می کنیم. بادی که از پشت سر می وزد ما را از آن مصون نگه می دارد. صدای تنوره آتشفشانی می آید اما گوگرد زیاد آزار دهنده نیست.
ساعت 1:30 است روز جمعه 8 مردادماه . حالا ما بر بام وطن ایستاده ایم. ارتفاع 5671 متری از سطح دریا. شور وشعف وصف ناشدنی ست.
به ســــــرعت چند عکس یادگاری می گیریم و عزم برگشت می کنیم. باد در کاسه آتشفشان می پیچد، گاز گوگرد را همه جا پراکنده می کند و گلو و چشم ها را می سوزاند. بیشتر از این نمی توان روی قله ایستاد . مسیر شن اسکی را پیش می گیریم و سریع تر ارتفاع کم می کنیم. پایین دست ابرها کنار رفته اند و منظره دیدنی است.
آبشار زیبای یخی از زیر ابرها بیرون آمده و خود نمایی می کند. کمی پایین تر جانپناه هم حالا دیده می شود.
حدود ساعت 4 عصر است که به بارگاه سوم می رسیم. صرف نهار، اندکی استراحت و خوابی شیرین و سبک .
روز شنبه 9 مرداد حدود ساعت 7 عازم بازگشت به پلورشدیم. حدود سه ساعت بعد به حسینه صاحب الزمان رسیدیم و توسط خودروها به پلور منتقل و پس از استراحت کوتاهی راهی مشهد شده و نهایتا سحرگاه روز یکشنبه با تنی خسته اما دلی شاد از صعود به دماوند زیبا وارد مشهدشدیم.
به قلم:علی صنعتی(واحدمهندسی تولیدشرکت پویاگستر)
محمد حسین دهشت( واحد بازرگانی شرکت پویاگستر)