سیر تحول شعر ،بعد از شعر کلاسیک می تواند موضوع خواندنی و جذابی باشد .بیشتر افراد " شعر نو " را مقابل با شعر کهن قرار داده ا ند و نام گذاری آن هم به همین علت است.از آنجا که در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیــروی نمی کند آن را " شـــــعر نو" می نامند.آنچه مسلم است شعر معاصر قالب های گوناگونی به خود گرفته است واطلاق کلمه " نو " به تمامی اشعار معاصر درست نیست. بلکه شعر معاصر را قالب های نیمایی و سپید و موج نوو بعدها آزاد در بر می گیرد.
منظومه ی " افسانه " اثر نیما یوشیج را ســــر آغاز شعر نـــو می دانند.
در یک تقسیم بندی ،انواع شعر نـــو را می توان به سه دسته کلی قسمت کرد:
1-شعر نیمایی: وزن عروضی دارد اما جای قافیه ها مشخص نیست مثل اشعار اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری.
2-سپید: هر چند آهنگین است اما وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخص نیست مثل برخی اشعار شاملو.
3-موج نو : نه قافیه دارد و نه وزن عروضی و فرق آن با نثر در تخیل شعری است . موج نو به پیچیدگی معروف است . مثل برخی اشعار احمد رضا احمدی .
و در آخر شیوه های انتزاعی که این روزها بین نسل جوان بسیار رایج است وعنوان شعر آزاد به آن داده اند.اما باید دقت داشت که هر مطلب یا نوشته ای را نبایدشعر نامگذاری کرد.گرچه تعاریف مختلفی برای شعر بیان شده است اما پر واضح است همانگونه که از اسم شعــر برمی آید نوشته ای است که شعور بر آن حاکم است و تخیل و ذوق در آن نهفته .
و اینک برخی جریان های ادبی معاصر :
در سال های 1320تا 1325 چندین نشریه ی ادبی مشغول به کار شد که برخی از آن ها زمینه را برای شکوفایی «شعر نو»، هموار کردندو به تقویت و هدایت استعدادهای ادبی و گسترش شعر نو کمک شایانی کردند.از مهم ترین حـادثه ی ادبی این سال ها، تشکیل اولین کنگره ی نویسندگان و شاعران ایران بود که شصت شاعر و ادیب و محقق در این کنگره شرکت کردند.
از دیگر وقایع این سالها، ظهور شعر نو تغزلی به پرچم داری فریدون توللی بود که درون مایه ی آثارش را عشق، شکست، سکوت و غم و نومیدی تشکیل می داد.
البته تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی وامدار انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود.
دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان. روح حساس نیمــــــــــــا نمی توانست از این توفانهای اجتماعی بی تأثیر بماند. در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیئت مدیره کنگره بود. اورا پدر شعر معاصر فارسی لقب داده اند.شجاعت و جسارت او درساختار شکنی شعر و ادبیات فارسی این لقب را برای او رقم زد .
شعرکه از دیر باز در تاریخ کشور ما جایگاه والا و ارزنده ای داشت و شعر کلاسیک ( غنایی ، حماسی ، تعلیمی)که امروزه هم دارا ی ارزش بسزایی است ،با ورود نیما به مسیر دیگری رفت.
نمونه ای از معروفترین اشعار نیما:
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن
سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام
در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد
دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
شاملو در سال 1326 کتاب «آهنگ های فراموش شده» را به چاپ رساند. این کتاب ترکیبی بود از شعرهای کاملا سنتی تا اشعار نیمایی و حتی نوشته های بی وزن و قافیه که بعدها به شعر سپید شهرت یافت.پس از آن شاملو با مجموعه ی «قطع نامه»، «باغ آینه»، «آیدا در آینه» و. .. و نیز «ابراهیم در آتش» و «دشنه در دیس» به دیدگاه مستقل دست یافت.
شاملو الهام از نثر کهن فارسی می گرفت و از سویی دیگرمتأثر از ترجمه ی شعر مدرن غرب بود و البته با توجه به معماری و چیدمان کلمات و ایجاد توازن در پیکره ی عمودی و افقی کلام، شعر سپید را طی دهه های چهل و پنجاه، به اوج رساند و اعتلا بخشید.
پس از ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد رفته رفته شعرنو جای خود را به نوعی ادبیات اجتماعی و حماسی داد.این روح حماسی در مفهوم نو نیمایی از «افسانه» جلوه گر شد.
اما پس از نیما ،کسانی چون شاملو، فروغ فرخزاد و مهدی اخوان ثالث با پروردن این شیوه، راه او را ادامه دادند.
اخوان ثالث از پیش کسوتان شعر نو حماسی - اجتماعی روزگار ماست. وی به دنبال اقامت در تهران با شیوه ی نیما آشنا شد و به آن گرایید و مجموعه ی «زمستان»، «آخر شاهنامه» و «از این اوستا» را به چاپ رساند. بیان روایی فاخر و باستان گرایی از برجسته ترین خصیصه های شعر او محسوب می شود.
در این مجال بخشی از شعر «قاصدک» از اخـوان ثالث را با هم می خوانیم:
قاصدک هان چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری
برو آن جا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آن جا که تو را منتظرند
قاصدک!
در دل من، همه کورند و کرند...
دهه 40 و 50 را باید دوره ی کمال ادبیات معاصر به حساب آورد. زمینه ی اصلی شعر این دوره را بیشتر نوعی نقد اجتماعی تشکیل می دهد و هیجان های فردی و سطحی جای خود را به نوعی تفکر زلال عاطفی داده است.
یکی دیگر از برگزیدگان شعر معاصر را می توان فروغ فرخزاد دانست.نخستین مجموعه ی شعرش را به نام «اسیر» در هفده سالگی منتشر کرد و پس از آن «دیوار» و «عصیان» را به چاپ رساند.
در چهارمین و پنجمین مجموعه ی شعر فروغ به نام «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، تحول روحی این شاعره معاصر کاملا مشهود است.
اینک قطعه ای از شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد:

زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی دست های سیمانی
... من از کجا می آیم؟
به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد».
گفتم: «همیشه پیش از آن که فکر کنی اتفاق می افتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستم»
سلام ای غرابت تنهایی
اتاق را به تو تسلیم می کنم
چرا که ابرهای تیره همیشه
پیغمبران آیه های تازه ی تطهیرند
و در شهادت یک شمع
راز منوری است، که آن را
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خوب می داند
ایمان بیاوریم
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل
به داس های واژگون شده ی بی کار
و دانه های زندانی
نگاه کن که چه برفی می بارد...
سهراب سپهری وفعالیت های هنری او در زمینه ی شعر و نقاشی را نمی توان نادیده گرفت. او نیز مانند بسیاری از نوپردازان با فرم های چهارپاره و شبه نیمایی وارد عرصه شد و آشنایی عمیق او با هنر، عرفان، ادیان و اساطیر مشرق زمین از یک سو و شعر و هنر مدرن غرب از دیگر سو وی را به قلمـرو تازه تری کشاند.
وی با انتشار منظومه ی «صدای پای آب»، «مسافر» و «حجم سبز» به نقطه ی اوج رسید و جایگـــــاهش را به عنوان یکی از قله نشینان شعر معاصر تثبیت کرد.
اینک قطعه ای از شعر بلند و معروف صدای پای آب:
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه، ُمهرم نور
دشت سجاده ی من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
در شعر معاصر شاید نتوان به چند اسم اکتفا کرد ،هزاران شاعر نامی و متخصص در ادبیات معاصر و انــــواع شعر معاصر قلم فرسایی کرده اند که نام بردن از تک تک آن ها در این مجال مختصر میسر نیست.اما برای اینکه به نمونه ی آزاد شعر معاصر نیز اشاره شود یادی ازاحمد رضا احمدی می کنیم.
احمد رضا احمدی که آشنایی عمیق او با شعر و ادبیات کهن ایران و شعر نیما دستمایه ای شد تا حرکتی کاملاً متفاوت را در شعر معاصر آغاز و پی ریزی کند، از بیست سالگی به طور جدی به سرودن شعر پرداخت. وی نخستین مجموعه شعرش را با عنوان طرح در سال ۱۳۴۰ منتشر کرد که توجه بسیاری از شاعران و منتقدان دهه ۴۰ را جلب کرد.
و نمونه شعر او به سبک آزاد:
نشانی خانه خویش را گم كرده ایم
لطف بنفشه را می دانیم
اما دیگر بنفشه را هم نگاه نمی كنیم
ما نمی دانیم
شاید در كنار بنفشه
دشنه ای را به خاك سپرده باشند
باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید باران
ما
من و تو
چتر را در یك روز بارانی
در یك مغازه كه به تماشای
گلهای مصنوعی
رفته بودیم
گم كردیم
به قلم: مژگان ربانی /منابع :چون سبوی تشنه دکتر جعفر یاحقی/ادبیات معاصر ایران محمد رضا روزبه/اشعار برگرفته از کتاب های شاعران مذکور