اين روزها وقتي پاي صحبت مردم در مورد خودروهاي ملي جديد مي نشيني با سوالات مختلف و متنوعي روبه رو مي شوي که يکي از آنها تا به حال بي پاسخ مانده، اين که نحوه نام گذاري خودرو در کشور چگونه است؟

شايد دليل اصلي آن شفاف نبودن فرآيند نام گذاري محصولات جديد در صنعت خودروسازي کشور و يا عدم اطلاع رساني مناسب درخصوص شيوه هاي نام گذاري است.مـــوضوع نام گذاري در سه دهه اول عمر صنعت خودرو کشور به دليل فقدان برند با مالکيت خودروساز داخلي به انتخاب نام براي محصولات خارجي که در سبد مونتاژ و توليد قرار مي گرفتند، محدود بود. اما با طراحي اولين خودرو با برند ملي، انتخاب نام براي يک خودرو با مالکيت ايراني، بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و اکنون جامعه خواهان دريافت پاسخي مناسب در اين زمينه است که خودروسازان کشور از چه شيوه و فرآيندي براي نام گذاري بهره مي برند؟ چه معيارهايي براي انتخاب نام در نظر گرفته مي شود؟ انتخاب نام ها بر پايه اصول علمي و تخصصي است يا سليقه اي و دستوري؟ و در نهايت آيا نام خودرو در ميزان استقبال بازار از آن تاثير دارد؟ در اين مطلب سعي بر آن است که ضمن بررسي شيوه تعيين نام در خودروسازان معتبر بين المللي، مروري کوتاه بر نام هاي به کار گرفته شده در کشور در 4 دهه اخير داشته و در نهايت شيوه رايج در دو خودروسازي ايران خودرو و سايپا را بررسي نماييم.

شيوه نام گذاري در خودروسازان بين المللي
بررسي نام خودروهاي شرکت هاي مطرح بين المللي، حاکي از آن است که نام گذاري به سه روش انجام مي پذيرد.
روش واژه اي، رقمي و ترکيبي. بسياري از خودروسازان براي محصولات خود از اسامي مختلف استفاده مي کنند. در اين روش، واژه انتخاب شده معمولا از نظر معني و مفهــوم با ويژگي هاي خودرو تناسب دارد. مانند فولکس واگن گلف، شورلت کاپريس کلاسيک، تويوتا کرولا، هيونداي سانتافه، کيا پرايد.برخي ديگر براي محصولات خود از اعداد و ارقام استفاده مي کنند، مانند پژو 308، بی ام و 320، مزدا 929، رنو 21. در اين سيستم، رقم انتخاب شده به يکي از ويژگي ها يا مشخصات فني خودرو اشاره مي کند. مثلا در سيستم بی ام و رقم نخست نشانگر کلاس ابعادي خودرو و دو رقم بعدي (ضربدر 100) بيانگر حجم موتور خودرو است. در سيستم نامگذاري پژو، رقم نخست بيانگر اندازه اتاق، رقم مياني به صورت ثابت «صفر» و رقم سوم بيانگر نسل خودرو است. در اين سيستم اشاره اي به اندازه موتور نمي شود.در سيستم ترکيبي که از حرف و رقم به صورت توام استفاده مي شود، معمولا از يک حرف براي شناسايي اندازه اتاق يا نسل خودرو و از يک يا چند رقم براي معرفي اندازه موتور يا اطلاعات ديگر خودرو استفاده مي شود. در روش مرسدس – بنز، حرف نخست نشان دهنده کلاس بدنه خودرو و سه حرف ديگر (ضربدر 10) بيانگر حجم موتور است؛ نظير مرسدس بنز E350

سابقه نام گذاري در ايران
شايد بتوان گفت سابقه انتخاب نام براي خودروهاي سواري در ايران به زمان آغاز مونتاژ جيپ بر مي گردد که واژه شهباز براي آن انتخاب شد و سپس نام هايي چون آريا، آهو براي خودروهاي ديگر بر سر زبان ها افتاد. وليکن هيچ يک به ماندگاري پيکان نبود. نامي که به خوبي از عنوان لاتين آن (Plymouth arrow) براي يافتن معادل فارسي آن بهره گرفته شد.هر چند در سال هاي اخير براي خودروهاي مونتاژي نظير دوو و يا حتي محصولاتي با درصد بالاي ساخت داخل نظير پژو 405 ضرورتي براي تعيين نام ايراني نبود ليکن سايپا سعي بر آن داشت تا با فراخوان عمومي براي دو محصول تازه وارد بازار ايران؛ يعني پرايد هاچ بک و صندوق دار، نام ايراني برگزيند که در نهايت نام هاي «نسيم و صبا» انتخاب شدند.
به رغم آن که با رشد چشمگير پرايد در بازار کشور مواجه هستيم ولي اصلا نمي شنويم که مردم و صاحبان محصولات ذکر شده، اين خودروها را با نام هاي انتخاب شده، صدا بزنند و نسيم و صبا به طور کلي به دست فراموشي سپرده شده اند. بدون شک دليل اصلي، انتخاب نام بعد از ورود محصول به بازار بود. در ايران خودرو هم مشابه آن را داريم البته به گونه اي ديگر. وقتي نام «پرشيا» براي محصول لوکس ايران خودرو انتخاب و اطلاع رساني شد، آن شرکت با موانع بهره برداري از آن نام مواجه شد و واژه «پارس» را جايگزين کرد. وليکن از آن پس در جامعه و بازار خودرو شاهديم که واژه پرشيا غالب است.
به رت ديگر مردم با پرايد و پرشيا بهتر ارتباط گرفته اند و اين نام ها بيشتر به مذاق ايراني ها شيرين آمده است. ايران خودرو شاهد يک تجربه نسبتا موفق نيز بوده است. وقتي «آردي» دچار تغيير و تحول فني به خصوص در بخش موتوري شد، در ابتدا نام RDX براي آن در نظر گرفته و با همان نام و در مدت بسيار کوتاه به بازار عرضه شد و ليکن با تغيير نام آن به «روآ»، نام جديد با اقبال رو به رو شد.
پس مي توان اذعان داشت در بازار ايراني يکي از مهم ترين فاکتورهاي استقبال از نام خودرو، ميزان پيوند و ارتباطي است که جامعه با آن برقرار مي کند و اين امري کاملا طبيعي و اصولي است.
نام گذاري خودروهاي ملي سمند، مينياتور و رانا
وقتي به خودرويي واژه ملي منتصب مي شود با اين مفهوم که مالکيت طراحي و توليد آن در اختيار يک شرکت ايراني است، حساسيت هاي انتخاب نام آن نيز نسبت به ساير محصولات که در کشور توليد و عرضه مي شود، به مراتب بيشتر است. اين حساسيت در زمان تولد سمند، به عنوان اولين خودرو ملي بروز پيدا کرد؛ چرا که در جامعه ما انتخاب نام اصيل و ايراني اولين پيش فرض براي تعيين نام محصول ملي است و غناي زبان و ادب فارسي نيز راه را بر هرگونه بهانه جويي و انتخاب نام بيگانه بسته است.
آنچه در خاطره ها باقي مانده، انتخاب نام سمند، براي اولين خودرو ملي به پيشنهاد آقاي سيدمحمد خاتمي است. بدون شک نام سمند در ابتدا براي بسياري ناآشنا بود اما به مرور زمان اصالت، کوتاهي، معنادار بودن و زيبايي آوائيش از آن يک نام جاودان در کشور ساخته است. پس از گذشت هفت سال تاريخ تکرار شد.
سايپايي ها که واژه «کاملا ايراني» را به عنوان جوهره اصلي پيام ها در فرآورده هاي ارتباطي محصول ملي خود، برگزيده بودند، با حضور رييس جمهور وقت، از مينياتور رونمايي کردند. البته دومين محصول ملي هم نظير سمند، مورد نقد بسيار قرار گرفت که نبايد از تاثير منفي واژه «کاملا ايراني» در بروز واکنش منتقدان در بررسي ظريف آن چشم پوشي کرد. وليکن آنچه در فضاي جامعه سايه انداخت انتخاب يک کلمه فرانسوي براي محصول ملي و مضاف بر آن املاي غلط لاتين آن، که پاي مسئولين يک هفته نامه خودرويي را هم به دليل شکايت سايپايي ها به دادگاه کشاند.
از آن طرف هم اين تفکر در سايپا وجود داشت که اين نام، به يک اثر هنري کاملا ايراني تعلق دارد. پس از چندی نوبت به نام گذاري و رونمايي سومين خودرو ملي کشور رسيده بود. رونمايي از محصولي که علاوه بر اهميت خود به دليل هم زماني با تغيير و تحولات مديريتي در ايران خودرو، به شدت مورد توجه رسانه قرار گرفت.
ايران خودرو هم مي گويد کارگروه تخصصي نام گذاري محصول دارد که علاوه بر نيروهاي داخلي از حضور اساتيد طراز اول زبان و ادبيات فارسي، عربي و انگليسي، مشاوران تبليغاتي و اطلاع رساني و ... بهره مي برد.
آن طور که منطقي، رئيس هيات مديره وقت اظهار کرد: دو يا سه نام از جمله نوند و رانا از سوي اين کارگروه تخصصي براي اين محصول پيشنهاد شده بود که بنا بر نظر کارگروه داخلي نوند اولويت اول بود؛ وليکن ارزيابي هاي خارج از مجموعه رانا را به عنوان اولويت اول انتخاب کرد و اين گونه سومين محصول ملي، رانا نام گرفت و شايد بتوان اين يکي را به نام محرابيان، وزير صنايع و معادن به خاطره ها سپرد.
رانا نوواژه اي است که پارسي مرکب از بن مضارع راندن (ران) و پسوند فاعلي ساز (ا) و به قياس خوانا، توانا و شنوا که از بن مضارع و مصوت (آ) تشکيل شده اند، داراي توانايي راندن و قابل رانـــــدن تفسير مي شود.
منبع:دنياي اقتصاد/ به کوشش: مهدی وفائیعبا