اگر به سینمای ایران در دهه گذشته توجه کنیم، خواهیم دید که سینما دچار بحران شدید شده است. شاید بهتر است بگوییم کیفیت افت شدیدی کرده است.

با توجه به فروش فیلم ها در سال  می توان نتیجه گرفت که عملا ما صنعت سینما نداریم. زیرا در سالیان گذشته، اگر به طور میانگین در سال حدود صد فیلم ساخته شده باشد ( با بودجه های میلیاردی ) از این تعداد فیلم شاید چهار الی پنج فیلم فروش کرده باشد و بقیه نودُ پنج فیلم حتی بودجه خود را هم تامین نکرده، حتی حدود سی الی چهل فیلم زیر صد میلیون فروش کرده اند. این به آن معناست که فروش فیلم حتی نتوانسته هزینه ناهارو شام عوامل اش را در آورد چه برسد به بودجه اش. خیلی ها به این باوراند که سینما یک هنر است و فروش فیلم مهم نیست. این عده از دوستان اولین اصل سینما را درک نکرده اند.

سینما بدون مخاطب هیچ ارزشی ندارد. سینما در درجه اول صنعت است ، سپس هنر. فیلم خوب فیلمی است که هر دو را شامل شود، یعنی هم فروش و هم بار هنری داشته باشد. ممکن است فیلم بار هنری نداشته باشد و یا کم داشته باشد اما بدون مخاطب و فروش هیچ چیز ندارد، چون ذات سینما سرگرم کردن استُ بس.

اساسا انسان ها قصه دوست و به شدت قصه خواه هستند. بزرگترین مفاهیم بشری را فقط و فقط می توان از طریق قصه بیان کرد. حتی کتاب های آسمانی هم به شدت قصه دارند و از طریق قصه روی انسان ها تاثیر می گذارند. یکی از بزرگترین مشکلات فیلم ها در  ایران نداشتن قصه است. فیلم ها سعی می کنند اتفاقات ساده روزمره و یا سرگذشت انسان ها و روابطشان را در جامعه به تصویر کشند، بدون قصه و ماجرا و شخصیت پردازی.

فیلم نهنگ عنبر هم از این قاعده مستثنی نیست. فیلم روایت یک داستان عاشقانه بین ارژنگ ( رضا عطاران ) و رویا ( مهناز افشار ) را به تصویر می کشد. نهنگ عنبر خود را کمدی معرفی می کند، در حالی که به سختی می توان آن را در این ژانر مهم قرار داد.

مردم به این باورند که ژآنر کمدی بسیار ساده و راحت است در حالی که کمدی سخت ترین ژانر سینماست. اصلا خنداندن مردم بسیار کار دشوار و سختی است. اما همان طور که در فیلم نهنگ عنبر می بینیم کارگردان ، گدایی خنده می کند یا بهتر است بگوییم التماس می کند که ما بخندیم. البته با نازل ترین شیوه ها مثل رقصیدن رضا عطاران با آهنگ مایکل جکسون واندی در مهمانی ، تیر زدن با ژ3 در خیابان و سایر دلقک بازی ها.

سامان مقدم ( کارگردان فیلم ) در این سال های گذشته افت چشم گیری نسبت به گذشته داشته است. اگر نهنگ را با فیلم های نسبتا خوب گذشته اش مثل کافه ستاره و یا مکث مقایسه کنیم ، شاهد نزول فیلم هایش هستیم. تنها نکته ای که باعث می شود فیلم را تحمل کنیم، بازی بازیگران مخصوصا رضا عطاران است.

فیلم با نریشن ارژنگ در استخر شروع می شود که درباره زندگی و تنها بودنش می گوید و به فلش بک می رویم و کودکی ارژنگ را می بینیم در پلان های اول ، مادر ارژنگ را می بینیم که ارژنگ و پدر را ترک می کند ( اتفاقی که در آینده برای ارژنگ می افتد ) . سپس با رویا ( افشار ) آشنا می شویم که از کودکی با ارژنگ دوست بوده و از همان موقع  در حال سواستفاده از ارژنگ بوده است ( مشق هایش را برایش می نوشته ) . نام فیلم هم از این سکانس کودکی می آید که رویا به ارژنگ می گوید متولد چه سال و ماهی هستی و او می گوید ورویا در جواب اش می گوید تو گاوی و من نهنگ ام. اگر اسم فیلم از نهنگ عنبر به گاو عنبر تغییر می کرد، تفاوتی ایجاد نمی شد. سپس به همراه یک موسیقی بلوز ، به دوران جوانی ارژنگ می رویم. او دلال فیلم است و V.H.S کرایه می دهد. ارژنگ با پول دلالی ، ماشین مورد علاقه رویا را می خرد که شاید با او ازدواج کند. سپس رویا با آهنگ شهره صولتی وارد می شود ، با سیبیل های مخصوص اش. در این سکانس با یکی از دوست های رویا ، وشیکا آسایش آشنا می شویم که به آن دو رانندگی یاد می دهد. نریشن برای ما توضیح می دهد که رویا عاشق خارج رفتن است و ارژنگ عاشق کشورش. رویا با او خداحافظی کرده و به آمریکا می رود. دوران  جنگ فرا می رسد و ارژنگ می خواهد با پاسپورت قلابی از کشور خارج شود،اما به صورت کاملا سورئال و تخیلی ، با لباس های مسخره اش سر از جبهه در می آورد و مرگ بر آمریکا می گوید. بعد از بازگشت از جبهه به صورت خیلی مصنوعی و اتفاقی متحول می شود و نوار هایش را می خواهد بفروشد که گیر کمیته می افتد و بازداشت می شود. در دادگاه ،روحانی که در دوران جنگ با او هم خدمت بوده به صورت اتفاقی ملاقات می کند و حاج آقا ضمانت او را می کند و در عوض ارژنگ باید برای حاج آقا و بسیج کار کند تا ارشاد شود. طبق معمول ارژنگ با گند زدن های پی در پی از آنجا اخراج می شود.

به طور اتفاقی با ویشکا آسایش در کافی شاپ ملاقات می کند و متوجه میشود رویا در آمریکا ازدواج کرده است و همان جا تصمیم می گیرد با ویشکا ازدواج کند. بعد از مدتی زندگی با ویشکا، می فهمد رویا طلاق گرفته  و به ایران برگشته، به سرعت از ویشکا جدا می شود. تصمیم می گیرد با رویا ازدواج کند اما رویا بار دیگر او را ترک می کند و با دوست دندان پزشک ارژنگ ازدواج می کند و از ایران می روند . ارژنگ وارد کارهای بی ربط می شود .در پایان رویا دوباره به ایران بر می گردد و از ارژنگ طلب کمک می کند و ارژنگ مثل همیشه به او کمک می کند و رویا دوباره او را رها می کند که به آمریکا بازگردد. اما به روش سینمای هند ، از فرودگاه بر می گردد نزد ارژنگ .

اولین نکته ای که بیننده پس از اتمام فیلم به ذهن اش می رسد، این است که چگونه به این فیلم مجوز داده شده است. استفاده بیش از حد از موزیک های ایرانی و خارجی و همچنین موزیک متن فیلم های از کرخه تا راین ، خوب بد زشت و بیل را بکش . دلیل استفاده از این حجم موسیقی، جذب مخاطب است زیرا در فضای رسانه ای ایران ، از این گونه موسیقی ها استفاده نمی شود.

فیلم دارای یک سری شوخی هایی است که به صورت دایره وار در فیلم تکرار می شود مثل خدا حافظی در فرود گاه ، استقبال از ارژنگ در استخر و بازگشت به خانه از جبهه و یا  ایستادن جلوی خانه رویا. همچنین شوخی های کلامی لوس مثل تا پنج می شمارم و یا عروس لاله ...

فیلم تلاش می کند اوضاع جامعه و بگیرُ ببندهای دوران بعد از جنگ را نقد کند ، اما نقد ها بسیار سطحی و توریستی است و گاهی اوقات نقداش را پس می گیرد. مثل صحنه ایست و بازرسی.

البته ناگفته نماند که نهنگ دارای چند شوخی خوب هم می باشد ، مانند لحظه ای که ارژنگ در فرودگاه از پشت شیشه به رویا خیره شده و مستخدم فرودگاه شیشه را می شوید ، صحنه عروسی ، صحنه طلاق از ویشکا آسایش و البته گریم بی نظیر مهناز افشار.

در پایان ، نهنگ با تمام ایراد ها و اشکال هایش فیلم قابل تحملی است ( به سختی )و بیننده عام را می تواند سرگرم کند. اگر به قصه بیشتر توجه میشد ، فیلم بهتری از آب در می آمد.

به کوشش : منوچهر عباسی / واحد تدارکات پویا گستر