ازدواج قراردادي رسمي است براي پذيرش يک تعهد متقابل جهت زندگي خانوادگي. زن و مرد با اين پيوند مقدس، مکمل يکديگر مي‌شوند و مي‌توانند مسير سعادتمندانه‌اي را در پيش بگيرند. آداب و رسوم ازدواج در بين همه‌ مردم يکسان نيست

و هر منطقه‌اي آداب و رسوم‌ خاص را دارد. ‌اغلب، اين رسم و رسوم كه ريشه در نسل‌ها دارند داراي معاني با ارزش و جالبي هستند.

در اينجا مطلب با بعضي از مراسم ازدواج در تهران قديم آشنا خواهيم شد.

بخت گشايي

يکي از اعتقادات در رابطه با بخت گشايي اين بود که وقتي فرد پنبه زني را به داخل خانه براي کار مي‌آوردند, منتظر مي‌شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملي براي مدتي دست از کار بکشد و در اين هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توي کمان پنبه زني عبورش مي‌دادند و معتقد بودند که به زودي زه کمان وي پاره خواهد شد و به اين ترتيب نيز بخت دخترشان باز مي‌شود. در صورت پاره شدن چله کمان، جازدن آن کار بسيار مشکلي براي پنبه زن ها بود و به همين دليل پنبه زن ها سعي مي‌کردند تا جايي که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هيچ دختري به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود.

براي بخت گشايي کار ديگري نيز مي‌کرده اند و آن اينکه هر گاه درون خانه و يا در منزل همسايگان، براي نذر گوسفندي مي‌کشتند٬ مادري که مي‌خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود، چادر دخترش را به همراه مقداري پول و با يک کله قند به قصاب مي‌داد و از وي مي‌خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندي عبور دهد و بر اين اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر، به زودي بختش باز مي‌شود.

از ديگر اعتقادات مردم براي بخت گشايي و همچنين برآورده شدن ديگر حاجات خويش، دوختن پيراهن مراد بوده است. اين مراسم به اين شکل بود که در روز بيستم و هفتم ماه مبارک رمضان، زن ها آرايش کرده به مساجد مي‌رفته اند تهراني ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع مي‌کردند و با پارچه هايي که از قبل تهيه کرده بودند, در بين دو نماز پيراهن مراد مي‌دوختند و معتقد بودند که با پوشيدن اين لباس کليه حاجت هاي آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بين بعضي از زنان اين اعتقاد نيز بود که پارچه پيراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدايي خريداري نمايند.

خواستگاري و بله بران

مراسم خواستگاري معمولاٌ بدين ترتيب بود که مادر داماد به چند تن از زناني که کارشان پيدا کردن دختر بود٬ مي‌سپرد که اگر دختري را با شرايط مورد نظر وي در نظر دارند, به وي معرفي کنند و يا درصدد پيدا کردن چنين دختري باشند. پس از مدتي يکي از زنان دختري را در نظر گرفته و به همراه يک يا چند تن از زنان خانواده داماد براي ديدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او مي‌رفتند. دختر دم بخت بعد از مدتي با کاسه‌اي آب وارد اتاق خواستگاران مي‌شد و آب را به آنها تعارف مي‌کرد و پس از آن به کناري مي‌نشست. در اين هنگام يکي از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و يا چارقد دختر را کنار زده، دستي به سر وي مي‌کشيد و موهاي دختر را جابجا مي‌کرد تا ببيند که مبادا دختر کچل باشد و موها عاريه‌اي باشد. بعد از مطمئن شدن از موها، شروع مي‌کرد به بو کردن دهان و زيربغل و خلاصه تمامي بدن دختر، که خداي ناکرده بوي بد ندهد. پس از انجام اين تشريفات و مورد پسند واقع شدن دختر، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصيف مي‌کرد و داماد نيز با شرحي که خواستگاران مي‌دادند٬ تصوير دختر را در ذهنش مجسم مي‌کرد و آنگاه موافقت و يا عدم موافقت خود را اعلام مي‌داشت.

در صورت موافقت داماد، پدر وي به همراه چند تن از بزرگان فاميل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شيريني مي‌خوردند. فرداي آن روز مادر و خاله و عمو و ديگر کسان نزديک داماد براي بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهريه و شيربها و روز عروسي و مسائلي ديگر نظير آن صحبت مي‌کردند. پس از چند روز از خانه داماد هدايايي به وسيله چندين مجمع به منزل عروس فرستاده مي‌شد که وسايل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از: يک عدد انگشتر يا حلقه طلا، يک کاسه نبات، دو کله قند، تعدادي لباس براي پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنسهاي مختلف انتخاب مي‌شده است. البسه اي که براي عروس فرستاده مي‌شد معمولاٌ عبارت بود از: يک چادر، يک پيراهن، يک تنبان يا دامن، يک جفت کفش، دو جفت جوراب، يک يا دو عدد چادر، يک يا دو عدد زيرجامه. همچنين مقداري از ميوه هاي فصل و شيريني نيز جزو اصلي اين هدايا به شمار مي‌آمده است

خريد عروسي

پس از خواستگاري و پسند طرفين و انجام مراسم بله برون، طرفين زماني را جهت خريد وسايل عروسي تعيين مي‌کردند. وسايلي که معمولاٌ در اين زمان خريداري مي‌شد, عبارت بود از: پارچه و يا لباس دوخته شده، آيينه و شمعدان، وسايل آرايش عروس، لباس هاي زير براي عروس، کفش و جوراب، لوازم مربوط به سفره عقد و ديگر وسايل اينچنيني. براي اين خريد يک يا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب مي‌شدند و معمولاٌ نيز در اين خريد عروس و داماد شرکت نداشتند (البته اين قضيه جنبه همگاني نداشته و گاهي خود عروس و داماد شرکت مي‌کردند) و نمايندگان به سليقه خود وسايل مورد نياز را خريداري مي‌کردند. در ضمن اين نکته را نيز بايد متذکر شد که خرج اين دسته خريدها کلاٌ به عهده داماد بوده است.

جهازبران

چند روز قبل از عروسي و گاهي روز قبل از آن، مراسم جهاز بران صورت مي‌گرفت. براي جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجير مي‌شدند تا وسايل جهيزيه عروس را به خانه داماد حمل کنند. علاوه بر طبق کش ها، عده اي نقاره زن نيز استخدام مي‌شدند تا در طول راه به هنرنمايي بپردازند. قبل از رسيدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد مي‌رفتند و قسمتهايي از خانه داماد را که براي عروس در نظر گرفته شده بود، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو مي‌کردند. هنگامي که جهيزيه در خانه داماد جاي مي‌گرفت، فردي از طرف خانواده عروس صورت اسبابي که آورده بودند را نشان داماد مي‌داد و از وي بابت آنها رسيدي دريافت مي‌کرد که به آن سياهه مي‌گفتند. علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چي ها جزو وظايف داماد به حساب مي‌آمد. طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه هاي کف طبق ها را که براي تزئين تدارک ديده شده بود، را براي خود برداند. وسايل جهيزيه طبق توافقي که قبلاٌ بين خانواده هاي عروس و داماد صورت گرفته بود، تهيه مي‌شد. به عنوان مثال گاهي عبارت بود از: ديگ، قابلمه، ملاقه، آبکش، مجمع هاي مسي، آفتابه لگن و اسباب ديگري همچون رختخواب، متکا، پشتي، پرده، سماور، بلور و علاوه بر همه اينها، آينه و قرآن جزو اصلي مهمترين وسايل جهيزيه به شمار مي‌رفته است.

حمام عروس

روز عروسي يکي از حمام هاي محل را غرق مي کردند و صبح زود داماد را همراه عده اي به حمام مي فرستادند. به هنگام استحمام و پس از آن، همواره فرد مجردي را تعيين مي کردند تا دوش به دوش داماد راه برود. اين فرد را اصطلاحاً ساقدوش مي خواندند و بر اين عقيده بودند که با انجام اين عمل فرد مزبور به زودي ازدواج خواهد کرد. قبل از پايان استحمام داماد، دسته اي همراه موزيکچيان به خانه عروس مي رفتند و لباس هاي داماد را که درون بقچه زري دوزي شده زيبايي، پيچيده شده بود را براي داماد مي آوردند. عروس را نيز در مراسمي ديگر به گرمابه مي بردند. البته حمام کردن عروس ساعت ها به طول مي انجاميد، به طوري که در بين انجام اعمال استحمام، شيريني و ميوه به گرمابه برده مي شد و در آنجا به مصرف مي رسيد و گاهي ناهار نيز در حمام صرف مي شد. در حمام به جز شستشو اعمال ديگري نيز انجام مي شد از جمله: ماليدن سفيد آب، بستن حنا به سر و ناخن هاي انگشتان دست و پا و غيره.

آرايش عروس(بزک عروس)

پس از پايان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه مي‌آوردند و در اين هنگام مشاطه اي (آرايشگري) که از قبل فراخوانده شده بود٬ شروع به آرايش عروس مي‌کرد.

آرايش هاي گذشتگان در فرهنگ هاي فارسي تحت عنوان هر هفت معرفي شده است و هر هفت يعني لوازم آرايش زنانه که در قديم عبارت بود از هفت چيز: سرخاب، سفيدآب، حنا، وسمه (برگ نيل يا رنگي شبيه نيل كه در آب خيس مي كردند و به ابروهاي خود مي كشيدند) ، سرمه، زرک، غاليه و خال، بنابراين هر هفت کردن به معني آرايش کردن است و مترادف آن نيز همان اصطلاح هفت قلم آرايش کردن مي باشد.

مراسم عقد کنان

مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام مي‌دادند و براي انجام اين امر اتاقي را در نظر مي‌گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا مي‌شد. قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سليقه و خوشبخت فاميل، براي تزئين سفره عقد در اتاق مزبور حاضر مي‌شدند و با ظرافت خاصي اسباب سفره را در سرجاي خود مي‌چيدند. اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از: نقل و شيريني، چند کله قند، چند لاله يا جار، گلابدان، خنچه، اسپند، کاسه اي آب که رويش يک برگ سبز باشد و... . به هنگام عقد عروس را مقابل آيينه و رو به قبله مي‌نشاندند و به هنگامي که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود، لازم مي‌دانستند که عروس خانم حتماٌ در آيينه نگاه کند تا بدين ترتيب بختش همچون آيينه صاف و روشن باشد و همچنين در موقع خواندن خطبه دو زن سپيدبخت دو سر پارچه اي سفيد را گرفته و در بالاي سر عروس نگاه مي‌داشتند و زن سپيدبخت ديگري به نيت شيرين شدن زندگي عروس بر سر او قند مي ساييد و در اين هنگام فرد ديگري با يک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادي کوک بر پارچه مزبور مي‌زد. به هنگام اين کار زير لب مي‌خواندند: دوختم، دوختم، زبان مادر شوهر، خواهر شوهر، جاري و پدرشوهر را دوختم.

از ديگر اعتقاداتي که در مورد مراسم عقدکنان وجود داشته اين موارد را مي توان نام برد: اطاق عقد نبايد زيرش خالي باشد، زن هايي که موقع عقد در اطاق مزبور هستند همه بايد سپيدبخت و يک بخته باشند. سفره عقد و عروس بايد روبه قبله باشند. به هنگام عقد در لباس هاي عروسي نبايد گره اي باشد و وي بايد تمام بندهاي لباس هايش را باز کند تا گره اي در کار و زندگيش نيفتد. مغز يک فندق را از توي پوستش در مي آوردند و مقداري جيوه در آن ريخته و سوراخ پوست را با موم مي گرفتند و سپس آن را به عروس مي دادند که همراه خود داشته باشد به اين نيت که داماد زن ديگري نگيرد و بر سر عروس هوو نياورد و همانطور که جيوه در فندق مي لرزد، دل داماد هم همواره براي عروس بلرزد!

بردن عروس

پس از جاري شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتي را به زدن ساز و رقص و شادماني سپري مي‌کردند. آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفيدي براي بردن عروس مي‌آمدند. عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوي آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نيز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت مي‌کرده است. وقتي قافله عروس به خانه داماد مي‌رسيد، بايد داماد به پيشواز عروس مي‌رفت و نارنجي به طرف وي پرتاب مي‌کرد. اگر عروس مي‌توانست نارنج را در هوا بگيرد، نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد. هنگامي که مي‌خواستند عروس را به خانه داماد ببرند، پسربچه نابالغي را آورده و يک بقچه حاوي نان و پنير را به وي مي‌دادند و بچه موظف بود که اين بقچه را به کمر عروس ببندد و با اين نان و پنير، عروس را روانه خانه داماد مي‌کردند. وقتي که عروس مي‌خواست پايش را در آستانه در خانه داماد بگذارد، فندق يا گردويي را زير پايش قرار مي‌دادند تا به اين ترتيب هر گونه طلسمي که براي عروس شده, از بين برود. در هنگام ورود، عروس زير لب مي‌گفت يا عزيزالله، به اين نيت که عزيز شوهرش بشود و در اين موقع داماد بايد بالاي سر در خانه برود تا عروس از زير پاهاي او عبور کند تا بدين طريق در زندگي بر سر عروس مسلط باشد. در موقع ورود داماد به اتاق عروس نيز، کفش هاي عروس را در بالاي در قرار مي‌دادند تا بدين ترتيب عروس بر سر داماد مسلط باشد. بعد از اينکه عروس به خانه داماد وارد شد زن هاي فاميل مي‌آمدند و شروع به شادماني مي‌کردند. آنان بر سر عروس و داماد نقل و پول مي ريختند و مي‌گفتند که هر گاه دختر دم بختي از اين نقل بخورد، به زودي بختش باز خواهد ‌شد.

جالب اينکه داماد نيز مي توانست در اين مجلس زنانه حضور داشته باشد و بر اين عقيده بودند که در اين شب داماد به تمامي زنان محرم مي باشد.

پاتختي و مادر زن سلام

يکي از مجالسي که پس از عروسي به اجرا در مي‌آمد مراسم پاتختي بود که بلافاصله بعد از شب عروسي و در اولين صبح برگزار مي‌شد. در اين مراسم عموماٌ نزديکان عروس و داماد شرکت داشتند و عده اي مطرب نيز دعوت مي‌شدند تا براي شادماني مهمانان هنرنمايي و نوازندگي کنند. همچنين در صبح بعد از عروسي، داماد موظف بود که با مادر زن خود ملاقاتي داشته باشد و از او به خاطر دختر پاکي که به او داده، تشکر کند.

پاگشا

چهل روز بعد از عروسي، مراسمي در خانه مادر عروس برپا مي‌شد و در آن عروس و داماد و فاميلهاي نزديک دو طرف شرکت داشتند. برگزاري اين مجلس به اين علت بود که دو فاميل بيشتر با هم آشنا شود و نيز دختر بتواند بعد از گذشت زماني دوباره به خانه مادرش بيايد.

همانطور كه مي دانيد بعضي از اين آداب و رسوم ديگر منسوخ شده اند اما بعضي ديگر همچنان پابرجا هستند و از اركان اصلي مراسم ازدواج خانواده هاي ايراني مي باشند.

 

منابع:

http://www.ketabeavval.ir/tehran/1794.aspx

http://vr1.mihanblog.com/post/743