لوس، پر توقع و بي دست و پا، نتيجه تربيت اشتباه

 

شيوه هايي که والدين در تربيت فرزندان خود به کار مي گيرند، نقش اساسي در تأمين سلامت رواني فرزندان آنها دارد.

در سايه ارتباط سالم است که مي توان نيازهاي فرزندان را شناخت و نسبت به تامين و ارضاي آنها همت گماشت.

فرزند پروري آسان گيرانه

در اين سبک، والدين مهرورز و پذيرا هستند ولي متوقع نيستند، کنترل کمي بر رفتار فرزندان خود اعمال مي کنند و به آنها اجازه مي دهند در هر سني که باشند خودشان تصميم گيري کنند، حتي وقتي که هنوز قادر به انجام آن نيستند. خانواده اين والدين نسبتا آشفته است. فعاليت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدين سهل انگار در عين ان که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چنداني از آنها ندارند. اين والدين به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحيح يا توضيحات دقيق ارائه مي دهند، همچنين آنها در بيشتر موارد در مواجهه با بهانه جويي و شکايت کودک، سر تسليم فرود مي آورند و به ندرت به فرزندان انضباط را آموزش مي دهند و با فرزندان ارتباط برقرار مي کنند و معمولا به جاي يک والد جايگاه يک دوست را دارند. کودکان اين شيوه تربيتي نيز معمولا پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس هستند و رفتارهاي بزهکارانه از خود نشان مي دهند.

فرزند پروري اغماض گرانه

اين والدين غير پاسخگو و بي توقع هستند. آنها خود را با زندگي فرزندانشان درگير نمي کنند طرد کننده، غافل و ناديده انگار هستند. وقتي که فرزند اين نوع والدين يک نوجوان يا حتي کوچک تر باشد، اگر از آنها بپرسيد الان که ساعت 10شب است، آيا مي دانيد که فرزندتان کجاست؟ جواب را نمي دانند. کودکان والدين بي توجه ، احساس مي کنند که ساير جنبه هاي زندگي والدين شان مهم تر از آنهاست. آنها از نظر اجتماعي، رفتار شايسته اي ندارند، کنترل ضعيفي روي خود دارند و نمي توانند مستقل باشند و انگيزه پيشرفت ندارند، اين والدين نسبت به فرزندانشان بي تفاوت هستند و روش آنها پرهيز از پذيرش مسئوليت و صدور مجوز انجام هر کاري به فرزندانشان است. فرزندان آنها معمولا طغيانگر، لوس، پرخاشگر و از لحاظ اجتماعي نا لايق هستند.

فرزند پروري مستبدانه

نمايش قدرت والدين اولين عاملي است که اين شيوه را از ديگر شيوه ها متمايز مي سازد. در اين سبک فرزندان چنين بار آورده مي شوند که از قوانين سختگيرانه اي که به وسيله والدين به وجود مي آيد پيروي کنند. نتيجه شکست از پيروي از چنين قوانيني معمولا تنبيه و اعمال زور است و براي کنترل کودکان خود از شيوه هاي ايجاد ترس استفاده مي کنند. والدين مستبد معمولا نمي توانند دليلي که پشت اين قوانين است را توضيح دهند. اگر ازآنها خواسته شود که علت را توضيح دهند ممکن است به سادگي پاسخ دهند «چون که من اين چنين گفتم». اين والدين خواسته هاي زيادي دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخ ده نيستند.

اين والدين انتظار دارند فرمان هاي آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدين در شيوه استبدادي کمترين مهرورزي و محبت را از خود نشان مي دهند. کودکان اين شيوه تربيتي معمولا افرادي خشمگين، منزوي، غمگين و آسيب پذير نسبت به فشار، استرس و محتاط توصيف مي شوند.

فرزند پروري مقتدرانه

والديني که از اين شيوه استفاده مي کنند، واقعيت ها را به کودکان خود منتقل مي سازند و تمايل بيشتري براي پذيرش دلايل کودک خود در رد يک رهنمود (دستور) از خود نشان مي دهند. اين والدين سخنوران خوبي هستند و اغلب براي مطيع سازي از استدلال و منطق بهره مي جويند و به منظور توافق با کودک با او گفت وگو مي کنند، از رفتارهاي نامطلوب نمي ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانيت کودک را دارند. والدين مقتدر به تلاش هاي کودکان در جهت جلب حمايت و توجه پاسخ مي دهند و از تقويت هاي مثبت بيشتري استفاده مي کنند. اين والدين در بعد محبت نيز عملکرد خوبي دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهرباني دريغ نمي ورزند. آنها حقوق ويژه خود را به عنوان يک بزرگسال مي شناسند و به علايق فردي و ويژگي هاي خاص کودک خود نيز آگاهي دارند. کودکان اين والدين؛ فعال، داراي اعتماد به نفس، استقلال رأي، واقع گرا، با کفايت و خشنود توصيف شده اند. آنها به دليل اين که والدينشان فرصت هاي زيادي در تصميم گيري و انتخاب در اختيارشان قرار مي دهند و به خاطر اين که مورد عشق و محبت واقع مي شوند از نوعي احساس امنيت عاطفي برخوردارند.

سخن آخر

آنچه اهميت دارد اين است که طبق تحقيقات انجام گرفته، بهترين شيوه فرزند پروري، شيوه مقتدرانه است که والدين در عين گرم و صميمي بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدر هستند. اين شيوه به فرزندان کمک مي کند تا با هنجارهاي اجتماعي بهتر سازگار شوند و همچنين تاثير کمي بر آزادي هاي فردي کودکان دارد. اين کودکان با کفايت، واقع گرا، داراي اعتماد به نفس، فعال، منضبط و مسئول هستند.

منبع: هفته نامه غذا و خراسان