سکته مغزي زماني رخ مي دهد که جريان خون قسمتي از مغز قطع شده و يا بشدت کاهش يابد و بافت آن قسمت از مغز از اکسيژن و مواد مغذي ديگر محروم شود. سلولهاي مغزي بر حسب حساسيت آنها به کمبود اکسيژن در طي چند دقيقه تا چند ساعت شروع به نابود شدن و از بين رفتن مي کنند اين حالت يک اورژانس پزشکي محسوب مي شود و درمان سريع آن مي تواند باعث نجات زندگي فرد شود و هر چه درمان  زودتر صورت گيرد، شدت آسيب به بافت مغز و به تبع آن ناتواني حاصل از آن کمتر خواهد بود.  امروزه سکته مغزي سومين علت مرگ بوده و علت اول ناتواني و معلوليت به شمار مي رود. البته امروزه نسبت به گذشته افراد کمتري بعلت سکته مغزي مي ميرند زيرا با شناسائي عوامل خطر ساز آن مثل سيگار، فشار خون بالا و کلسترول بالا و کنترل آنهامي توان از مرگ و مير ناشي از اين بيماري کاست.

علائم و نشانه ها

          شناخت علائم براي تشخيص سريع بيماري و در نتيجه درمان سريع آن ضروري مي باشد. شايعترين علائم اين بيماري شامل موارد زير است:

- ضعف ، فلج يا بي حسي ناگهاني صورت ، دست و يا پا که معمولاً در يک سمت بدن رخ مي دهد.

- اختلال در گفتار و يا حتي عدم توانائي در صحبت کردن

- اختلال ديد ناگهاني و يا دو بيني

- سرگيجه، اختلال تعادل و يا اختلال در هماهنگي حرکات عضلات بدن

- يک سردرد غير معمول و ناگهاني که ممکن است همراه با سفتي گردن، درد صورت، درد در بين چشمان، استفراغ و يا تغيير سطح هوشياري باشد

- گيجي و يا اختلال در حافظه، درک فضائي و يا مشکل در درک مسائل فکري

علل ايجاد کننده سکته مغزي

          در بحث سکته مغزي، دو نوع سکته مهم مطرح مي شود.يک نوع آن در اثر کاهش خونرساني به قسمتي از مغز ايجاد مي گردد و به سکته ايسکميک يا سکته ناشي از کمبود اکسيژن در بافت مغزي معروف است و نوع ديگر سکته در اثر وجود مقادير زيادي خون در يک منطقه از مغز ايجاد شده و بنام سکته ناشي از خونريزي در بافت مغزي خوانده مي شود.

1-     سکته ايسکميک يا سکته در اثر انسداد جريان خون

         حدود 80% سکته هاي مغزي از اين نوع مي باشند. اين سکته زماني ايجاد مي شود که لخته هاي خوني و يا ساير ذرات موجود در خون باعث انسداد يکي از شريانهاي بافت مغز شده و شديداً جريان خون مغزي را کاهش مي دهد که باعث شروع فرآيند مرگ سلولهاي مغزي مي شود. در اين نوع سکته ، لخته را در خود رگهاي مغزي ايجاد مي شود که در اين حالت معمولاً در زمينه تصلب شرائين ايجاد مي شود و يا گاهي نيز منشاء توليد لخته در عضوي بغير از مغز مثلاً قلب تشکيل شده و بوسيله جريان خون به عروق مغزي رسيده است و در آنجا باعث انسداد عروق مي شود و حوادث بعدي را ايجاد مي کند.

2-     سکته همورژايک يا خونريزي دهنده

          اين نوع سکته در اثر نشت و پارگي يک سرخرگ مغزي ايجاد مي شود. خونريزي يا در اثر شرايطي مثل فشار خون بسيار بالا که بر روي رگها فشار وارد مي کند ايجاد مي شود و يا گاهي در عين اينکه فشار خون خيلي بالا نيست در اثر ضعف قسمتي از جداره رگ، پارگي ايجاد شده و خون وارد بافت مغزي مي شود. گاهي نيز ارتباطات غير طبيعي بين شرايانها و وريدهاي مغزي عامل ايجاد خونريزي است.

عوامل خطر

          عوامل زيادي وجود دارد که باعث افزايش خطر سکته مغزي مي شود. بعضي از اين عوامل شناخته شده شامل موارد زير است:

1-     سابقه خانوادگي : کسانيکه در فاميل نزديک خود ( پدر، مادر ، برادر و خواهر ) سابقه بروز سکته مغزي دارند خطر سکته مغزي در آنها کمي بالاتر از افرادي است که در فاميل خود سکته مغزي نداشته اند.

2-     سن :  هر چه سن بالاتر رود ، خطر سکته مغزي بالاتر مي رود.

3-     جنس : اگر چه زن و مرد تقريباً بطور يکسان مبتلا به سکته مغزي مي شوند ولي مرگ و مير زنان پس از ابتلا به سکته بالاتر است.

4-     نژاد : سياهپوستان نسبت به سفيدپوستان بيشتر دچار سکته مغزي مي شوند که يکي از دلايل اين امر شايعتر بودن فشار خون و ديابت در سياهپوستان است.

5-     فشار خون بالا :فشار خون بالا هم براي سکته ايسکميک و هم سکته هموراژيک عامل خطر محسوب مي شود. زيرا باعث ضعيف شدن عروق مغزي و آسيب پذير شدن آنها نسبت به خونريزي تصلب شرائين مي شود.

6-     کلسترول بالا :  بالا بودن کلسترول نوع بد ( يا LDL) ممکن است باعث افزايش خطر آترواسکلروز( تصلب شرائين ) شود و در ديواره عروق رسوب مي کند. همچنين تري گلسريدها هم که از دسته اي ديگر از چربيهاي خون مي باشند نيز باعث افزايش خطر تصلب شرائين  
( سخت شدن رگها ) يا همان آترواسکلروز مي شود. برعکس نوعي از کلسترول که به نام HDL معروف است و به آن کلسترول خوب مي گويند باعث کاهش خطر تصلب شرائين مي شود و بنابراين براي ما مفيد است.

7-     سيگار:  سيگاريها خطر بسيار بيشتري نسبت به افراد غير سيگاري براي ابتلا به سکته مغزي دارند. سيگار باعث اختلال ساختمان ديوراه عروق مي شود، همچنين نيکوتين سيگار نيز باعث افزايش کار قلب از طريق زيادتر کردن تعداد ضربان قلب و افزايش فشار خون مي شود. مونوکسيد کربن سيگار نيز بجاي اکسيژن به گلبولهاي قرمز مي چسبد و باعث کاهش اکسيژن رساني به بافتهاي مختلف از جمله مغز مي شود.

8-     ديابت : بيماري قند يا ديابت نيز نيز يکي از عوامل خطر اصلي براي سکته مغزي مي باشد زيرا يک فرد ديابتي علاوه بر اينکه در سوخت و ساز قندها مشکل دارد، در متابوليسم چربيها هم دچار مشکل است و همچنين خطر بالاتري براي ابتلا به فشار خون بالا دارد. تمام موارد ذکر شده باعث افزايش تصلب شرائين در يک بيمار ديابتي مي شود. ديابت باعث اختلال در توانائي بدن در از بين بردن و حل کردن لخته نيز مي شود و به همين علت باعث افزايش خطر سکته هاي نوع ايسکميک نيز مي گردد.

9-     چاقي : يک فرد چاق خطر بالاتري براي ابتلا به فشار خون بالا ، بيماري قلبي ، تصلب شرائين و ديابت دارد که در تمام اين موارد باعث افزايش خطر سکته مغزي مي شوند.

10-  بيماريهاي قلبي عروقي : تعدادي از بيماريهاي قلبي باعث افزايش خطر ابتلا به سکته مغزي مي شوند. اين بيماريها شامل: نارسائي قلبي، حمله قلبي در گذشته، عفونت دريچه هاي قلبي ، بعضي از ريتمهاي غير طبيعي قلبي ، بيماريهاي دريچه هاي آئورت و ميترال، پيوند دريچه هاي قلبي، ارتباط غير طبيعي دهليز چپ و راست با هم . بسياري از بيماريهاي فوق بخاطر بخاطر توليد لخته و سپس انتقال به آن به مغز باعث اختلال در کارکرد مغزي و بروز سکته قلبي مي شوند.

11-  سابقه قبلي سکته مغزي در يک فرد: سابقه سکته مغزي و حتي انواع بسيار خفيف و برگشت پذير آن که در کمتر از 24 ساعت علائم سکته آن رفع مي شود، مي توانند خطر سکته مغزي را به ميزان قابل ملاحظه اي بالا ببرند.

12- سطوح بالاي هوموسيستين خون :  اين ماده که خود نوعي اسيد آمينه است در حالت عادي در خون وجود دارد ولي سطوح بالاي آن با افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي عروقي همراه بوده است.

13- قرصهاي ضد بارداري: خطر سکته مغزي در زناني که از قرصهاي ضد بارداري استفاده مي کنند بالاتر از زناني است که از اين قرصها استفاده نمي کنند و اين خطر خصوصاً در زنان سيگاري و بالاي 35 سال بيشتر است.البته امروزه قرصهاي ضد بارداري با ماده مؤثر کمتر از قبل توليد شده اندکه به مراتب کمتر از گذشته باعث افزايش خطر سکته مي شوند و بنابراين نسبت به قرصهاي ضد بارداري که در گذشته استفاده شده اند عوارض بسيار کمتري دارند.

 چه موقع بايد بدنبال توصيه ها و مراقبتهاي پزشکي بود؟

          اگر شخصي يا اطرافيان وي متوجه علائم سکته مغزي يا سکته زودگذر  شدند بايد سريعاً بدنبال کمک به بيمار و مراجعه به يک مرکز مجهز براي درمان بيماري باشند . در سکته زودگذر همانطور که قبلاً گفته شد خيلي سريع ( در عرض چند ساعت و حداکثر در عرض 24 ساعت ) تمام علائم بيماري رفع مي شود ولي از اين نظر که اين افراد در معرض خطر بسيار بالائي براي ابتلا به سکته مغزي در آينده هستند، بايد اقداماتي براي پيشگيري از بروز سکته مغزي را در آنها انجام داد . در هنگام مواجه شدن با فردي که علائم سکته مغزي را نشان مي دهد، علاوه بر رساندن فرد به مرکز مجهز انجام اقدامات ديگري نيز مفيد مي باشد مثلاً اگر بيمار تنفس ندارد، بايد عمليات احياء و تنفس مصنوعي را براي بيمار شروع کرد و اگر دچار استفراغ شده است، سر بيمار را به يک طرف بايد منحرف کرد تا محتويات استفراغ وارد ريه فرد نشود، همچنين از خوردن و آشاميدن توسط وي بايد جلوگيري کرد.

    مهمترين جنبه از موارد فوق رساندن سريع بيمار به يک مرکز درماني است زيرا هر دقيقه که از سکته مغزي مي گذرد، آسيب وارده به فرد عميق تر مي شود و در اکثر موارد موفقيت درمان بستگي به اين دارد که بيمار خيلي زود به بيمارستان رسانده شود.

تشخيص و بيماريابي

          موارد زير براي تشخيص کسي که دچار علائم سکته شده و يا گاهي براي افرادي که در خطر ابتلا به آن قرار دارند و براي بيماريابي و انجام اقدامات پيشگيرانه ممکن است مورد استفاده قرار گيرد.

1-     معاينه فيزيکي و تستهاي آزمايشگاهي : پزشک در هنگام بررسي يک بيمار عوامل خطر را بررسي کرده که از جمله فشار خون بالا ، سطح بالاي کلسترول، ديابت و سطوح بالاي اسيد آمينه هموسيستين مي باشد. از کارهاي ديگر پزشک معاينه شريانهاي بزرگ سطحي مثل شريان گردني ( کاروتيد ) بوسيله گوشي پزشکي مي باشد. اگر در اين معاينه صداي خشن برروي شريان شنيده شد، ممکن است دليل بر تنگي شريان و وجود عوامل خطر سازي مثل تصلب شرائين باشد.

2-     سونوگرافي از شريان کاروتيد : در اين روش شريان کاروتيد بررسي شده و در صورت وجود لخته و يا تنگي در شريان، آنرا مشخص خواهد کرد.

3-     آنژيوگرافي : در اين روش از عروق مغزي تصويربرداري واضح گرفته شده و آنرا بررسي مي کنند. در صورتيکه در عکسهاي ساده راديولوژيک اين عروق نماي واضحي ندارند و در بسياري از موارد ديده نمي شوند و فقط گاهي شواهدي از آن ممکن است در عکس مشخص باشد. ابتدا بايد با شکافي کوچک در ناحيه کشاله ران به شريان راني دست پيدا کرده و سپس از طريق اين مسير مي توان آنرا به شريانهاي کاروتيد و يا مهره اي هدايت کرده و پس از تزريق يک ماده حاجب ( که کار آن نشان دادن بهتر اعضاء در عکس مي باشد) عروق را بطور واضحُ مشاهده کرد.

4-     CT اسکن : اين روش خصوصاً براي تشخيص نوع سکته مورد استفاده است و مي تواند خونريزي را از سکته ناشي از انسداد عروق تشخيص دهد. البته اگر از ماده حاجب در اين روش استفاده نشود ( که معمولاً نمي شود زيرا اگر سکته مغزي از نوع خونريزي دهنده باشد ماده حاجب از محل پارگي رگ به بافت مغز نفوذ کرده و باعث آسيب مي شود ) اطلاعات دقيقي از عروق مغزي بدست نخواهد آمد. البته در روش که به CT ? آنژيوگرافي معروف است و هم از CT اسکن و هم آنژيوگرافي با هم براي تشخيص استفاده مي شود کاملاً يک تصوير 3 بعدي از عروق گردن و مغز با تمام جزئيات آن نشان داده مي شود و خصوصاً براي تشخيص سکته هاي هموراژيک در اثر اختلالات ديوراه عروق و يا ارتباطات غير طبيعي عروق با هم مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

5-     MRI : در اين روش هم با کمک يک ميدان مغناطيسي قوي ، تصويري سه بعدي از مغز بدست مي آيد. اين آزمايش خصوصاً براي مشخص کردن نواحي آسيب ديده مغز در اثر سکته هاي ناشي از انسداد عروق مفيد مي باشد. همانند CT  اسکن ، MRI نيز مي تواند همراه با آنژيوگرافي انجام گيرد که به آن MRA مي گويند و براي بررسي کامل عروق گردن و مغز کاربرد دارد.

6-     اکوکارديوگرافي : شکل قلب را نشان داده و در تشخيص بعضي از مشکلات قلبي مفيد است و مي تواند وجود لخته خون د رقلب را نشان داده و خطر ابتلا به سکته مغزي را گوشزد کند.

درمان

          همانطور که پيش از اين گفته شد، مهمترين نکته رساندن سريع فرد دچار سکته مغزي  شده به بيمارستان و شروع درمان در اسرع وقت است. اما پس از اين کار بر حسب نوع سکته ( خونريزي دهنده يا انسدادي ) نوع درمان متفاوت خواهد بود.

درمان سکته انسدادي

1-     داروهاي نابود کننده لخته : در اين سکته بايد در صورت امکان هر گونه انسداد عروق رفع شده و جريان خون مغزي دوباره برقرار شود. براي اين کار داروهاي نابود کننده لخته استفاده
مي شوند. اين داروها مي توانند پس از تشکيل شدن لخته، به ساختمان لخته حمله کرده و آنرا تجزيه کنند و به اين ترتيب انسداد را رفع مي کنند .اگر اين درمان خيلي زود براي بيمار شروع شود حتي شانس بهبودي کامل فرد و رفع تمام علائم و نشانه هاي او وجود خواهد داشت. اين داروها که ? فعال کننده پلاسمينوژن بافتي يا TPA ? نمونه مهم آنها مي باشد، براي اينکه بهترين اثر خود را نشان دهند لازم است که در 3 ساعت اول وقوع سکته مغزي مورد استفاده قرار گيرند. البته عملاً محدوديتهائي باعث شده تا داروهاي نابود کننده لخته عملاً در خيلي از بيماران استفاده نشود. يکي از محدوديتها، محدوديت زماني است که در بالا توضيح داده شد، اگر زمان زيادي از شروع علائم گذشته باشد استفاده از اين داروها علاوه بر اينکه به احتمال زياد ديگر کارائي نخواهد داشت، خطر بروز عوارض داروئي مثل خونريزي را در بيمار بالا خواهد برد و بنابراين پس از اين محدوده زماني ( 3 ساعت) ديگر استفاده از آنها توصيه نمي شود.

          عامل دوم محدوديت استفاده از اين داروها مربوط به خود بيماران مي شود. براي مثال در افرادي که سکته مغزي خونريزي دهنده ( هموراژيک ) دارند، استفاده از اين داروها ممنوعيت مطلق دارد و فقط باعث بدتر شدن خونريزي در آنها مي شود. البته تمام افرادي که دچار سکته انسدادي عروق شده اند، نيز براي اين درمان مناسب نيستند، زيرا اين درمان همانطور که گفته شد خطر خونريزي در مغز و يا هر جاي ديگر از بدن را افزايش مي دهد و مثلاً افرادي که مبتلا به فشار خون کنترل نشده هستند نبايد تحت اين درمان قرار بگيرند.

2-     درمانهاي جراحي : در بعضي از بيماران که مثلاً سرخرگ گردني ( کاروتيد ) آنها بوسيله تجمع رسوبات بسيار تنگ شده است، ممکن است روشهاي جراحي براي ترميم اين محل مورد استفاده قرار گيرد.

3-     درمانهاي پيشگيرانه : کسانيکه که مبتلا به سکته مغزي انسدادي شده اند و يا کسانيکه حملات گذراي سکته و نه سکته کامل مغزي را داشته اند توصيه مي شود براي جلوگيري از حملات بعدي از داروهائي که ايجاد لخته در خون را کاهش مي دهند استفاده کنند، اين داروها شامل :

          الف : داروهاي ضد پلاکت : سردسته اين داروها آسپرين است که از اجتماع پلاکتها و ايجاد بعضي از انواع لخته جلوگيري مي کند. البته امروزه علاوه بر آسپرين از داروهاي ديگري نيز مي توان استفاده کرد ولي آسپرين هنوز بيشترين داروي مورد مصرف بوده و بصورت مقدار کم ( آسپرين بچه ) براي بيماران تجويز مي شود.

          ب : داروهاي ضد انعقاد : از اين دسته از داروها، هپارين ( تزريقي) و وارفارين ( خوراکي ) قابل ذکر است که هپارين سريعتر اثر کرده و در بيمارستان تجويز مي شود ولي هپارين اثر کندتري داشته و بعنوان داروي خوراکي در منزل استفاده مي شود. البته اين داروها توسط پزشک و براي کسانيکه اختلالات انعقادي خاص، بعضي از اختلالات عروقي و همچنين در بعضي از ريتمهاي غيرطبيعي قلبي تجويز مي شوند.

درمان سکته خونريزي دهنده

          در مورد اين سکته که 20% موارد سکته مغزي را تشکيل مي دهد، گاهي عمل جراحي
( چه براي درمان و چه پيشگيري ) مورد استفاده قرار مي گيرد و عروق طبيعي ( مثل عروقي که ديواره ضعيف دارند و يا بطور نامناسبي با ديگر عروق ارتباط دارند ) را جراحي مي کنند.

پيشگيري

          بهترين کاربردي که براي پيشگيري اولاً شناخت عوامل خطر در فرد و سپس سعي در يک زندگي سالم با کاهش عوامل خطر شناخته شده در فرد مي باشد.

          همچنين کنترل فشار خون ميز يکي از مهمترين چيزهائي است که فرد براي کاهش خطر سکته مغزي مي تواند انجام دهد. اين کار حتي در کسانيکه مبتلا به سکته مغزي شده اند مفيد بوده و از ايجاد سکته مغزي و يا حملات گذراي سکته در آينده جلوگيري مي کند. ورزش ، کاهش سطح استرس ، کنترل وزن و جلوگيري از افزايش آن ، کاهش مصرف نمک و الکل همگي در پائين آمدن فشار خون مفيد هستند. البته در کنار اين موارد پزشکان ممکن است براي کاهش فشار خون از دارو نيز در بيماران استفاده کنند.