در زندگي زناشويي، يکي از مهم ترين شيوه هاي ارتباط موفق آن است که زن و مردبتوانند به خوبي با يکديگر گفت و گو کنند و يکي از ابتدايي ترين راه هاي موفقيت در اين خصوص، داشتن توانايي درست صحبت کردن و خوب گوش دادن است، يعني ابتدا بايد بدانيم طرف مقابلمان با چه زباني با ما سخن مي گويد؛ آيا با صراحت و به طور مستقيم خوا

سته هايش را بيان مي کند يا مبهم و غير مستقيم سخن مي گويد؟ در واقع گاهي زنان و مردان براي بيان احساسات و خواسته هاي خود، طوري حرف مي زنند که طرف مقابل احساس مي کند نمي تواند مفهوم واقعي آن ها را به خوبي درک کند. در اين مواقع چه بايد کرد و چطور مي توان به زباني مشترک و ارتباطي موفق دست يافت؟ در اين جا به راه کارهاي يکي از روان شناسان اشاره کرده ايم:

بيان و شناسايي احساسات

يکي از ابزارهاي بيان احساسات هر شخص، استفاده از گفتار و برقراري ارتباط از راه کلام است. اما معمولا وقتي از موضوعي ناراحت هستيم يا ناکامي هاي داريم و يا به اصطلاح زورمان به طرف مقابل نمي رسد، از واژه هايي استفاده مي کنيم که گاه جنبه کنايه آميز دارند؛ يعني در اين مواقع به جاي اين که با صراحت حرف خود را بيان کنيم، با تکه پراني يا کنايه، به نوعي اعتراضمان را اعلام مي کنيم.نظر بسياري از روان شناسان و تحليلگران رفتار بر آن است که بايد احساساتي که پشت کلمات مي آيند، به خوبي شناسايي شوند؛ بنابراين معمولا ما از کلمات به طور مستقيم يا غير مستقيم استفاده مي کنيم.

ابراز احساسات

روان شناسان بر روي اين موضوع تاکيد دارند که براي داشتن روابط موفق، بهترين کار اين است که آنچه را واقعا در درونمان مي گذرد، به طرف مقابل ابراز کنيم؛ ولي با توجه به فرهنگ، تعليم ، تربيت و اصول بازدارنده سنت ها و عرف جامعه ، ابراز احساسات، درجات متفاوتي دارد؛ يعني اگر از مادر يا اقوام همسرمان ناراحت باشيم، آن را حس مي کنيم، ولي معمولا درجه ابراز کردن يا شدت ان که بتواند به درستي حق مطلب را ادا کند با آن چه اتفاق افتاده است، هماهنگ نيست؛ در واقع اين موضوع به اين بستگي دارد که خانواده شما در کودکي ابراز احساسات را چگونه به شما آموخته باشند.

مدل سازي واژه ها

کاربرد واژه ها با توجه به نوع فرهنگ هر خانواده متفاوت است؛ در واقع مدل سازي از کودکي ناخودآگاه در فرهنگ رايج خانواده استفاده مي شود. واژها ها مي توانند احساسات ما را اعم از خشونت، تنفر يا عشق به طرف مقابلمان منتقل کنند. اين که پدر يا مادر در خانواده از واژه هايي خاص را براي بيان احساساتشان به کار بگيرند، تاثير مستقيمي بر کاربرد واژه ها در کودکان براي بيان احساساتشان خواهد داشت؛ اما گاهي افراد از کلامي استفاده مي کنند که موجب تضعيف روحيه طرف مقابل مي شود و همراه با توهين است.

اختلافات تربيتي

گاهي در يک خانواده شاهد اختلافات تربيتي ميان فرزندان دختر و پسر هستيم؛ مثلا به دختر بچه ها اجازه نمي دهيم که همان قدر آزادانه بخندند، بازي کنند يا احساساتشان را بيان کنند که به پسر بچه ها اين اجازه را مي دهيم؛ بنابراين درصد بالايي از خانم ها در آينده و در ارتباط زناشويي شان براي صراحت بيان و اظهار تقاضاي مستقيم خود ترديد دارند. يعني خيلي مهم است که ببينيم در کودکي تا چه حد به افراد قدرت ابراز عقايد و احساساتشان داده شده است. افراد براي بيان راحت احساسات خود هم نياز به ديده شدن و هم احتياج به آموزش دارند و اگر نتوانند به خوبي از عهده اين کار برآيند، هر دو طرف و در واقع رابطه آن ها با مشکل روبه رو خواهد شد.

آشنايي با جنس مخالف

يکي از دلايلي که زن و مرد نمي توانند در گفت و گو يا برقراري رابطه موفق شوند، بيگانگي با دنياي يکديگر است و بهترين راه هم براي آشنايي آن ها از زمان کودکي است که معمولا با دخالت والدين به خوبي انجام نمي گيرد؛ مثلا اغلب بازي ها و ارتباطات آن ها را داوري مي کنند و نمي گذارند خود بچه ها با نظارت غير مستقيم آنها ، يکديگر را بشناسند؛ مثلا اگر دختر بچه اي نمي تواند آنچه را که مي خواهد به درستي بيان کند و فقط گريه مي کند، از همان بچگي بايد ياد بگيرد که به جاي گريه کردن، بهتر است خواسته اش را مطرح کند.

موفقيت در رابطه

يکي از مواردي که هميشه موفقيت در رابطه را تضمين مي کند ، داشتن آگاهي واطلاعات بيشتر است؛ به اين ترتيب که وقتي زن و مرد بيشتر با دنياي همديگر آشنا باشند، قطعا موفقيت بيشتري هم در ارتباط با يکديگر خواهند داشت.در اين خصوص حتي آگاهي هاي بسيار جزئي هم مي توانند مفيد واقع شوند؛ اين که مردان بدانند زنان در دوره هايي از زندگي خود مانند بارداري،زايمان و ... آستانه تحمل کمتري دارند يا زنان بدانند که مردان هنگام عصبانيت و ناراحتي دوست دارند تنها باشند و سکوت کنند، مي توانند در رابطه موفق آن ها با يکديگر بسيار مفيد و کمک کننده باشد.

آسيب هاي دوران کودکي

تحقيقات نشان مي دهند شخصيت هايي که در کودکي آسيب ديده اند، ناديده گرفته شده اند يا اجازه حرف زدن به آن ها داده نشده است؛ بنابراين آنان در بزرگ سالي از اعتماد به نفس کافي برخوردار نيستند که بتوانند در ارتباط با همسرشان خواسته هايشان را به راحتي بيان کرده و در صورت لزوم مخالفت يا اعتراض کنند. بسياري از زنان اعتماد به نفس و به نوعي شجاعت لازم را براي ابراز عقايد خود ندارند و همان گونه که در بيان خواسته هاي خود از پدرانشان مي ترسيدند، از همسرانشان هم مي ترسند و نمي توانند به خوبي خواسته ها و احساسات خود را بيان کنند . اين موارد بايد حتما در ارتباط زناشويي بررسي شوند. يکي از موارد مهمي که در روابط زوجين مشاهده مي شود اين است که يکي از زوجين به ديگري اجازه صحبت کردن نمي دهد وهمين موضوع باعث مي شود او به تدريج اعتماد به نفسش را از دست دهد و برخورد قاطعانه اي نداشته باشد و براي اين که تنبيه نشود، مطيع و فرمان بردار مي شود. بهترين کار هم در اين خصوص اين است که به حاي تبعيت از سالار دانستن يک جنسيت نسبت به ديگري، تابع نظر و عقايد شايسته تر باشيم و در واقع رابطه را به درستي مديريت کنيم.

عوامل موفقيت در رابطه

يکي از مهم ترين عوامل موفقيت در رابطه، داشتن صبر و شکيبايي است؛ يعني به طرف مقابمان اجازه ابراز علايق بدهيم و بگذاريم وي حرف ها و خواسته هايش را بيان کند.

هنر گوش کردن و توجه داشتن به طرف مقابل هم يکي ديگر از عوامل موفقيت در رابطه است؛ در واقع بزرگ ترين هنر زوجين اين است که بتوانند به موقع توجه لازم را به يکديگر بدهند.

توجه به استفاده از واژه ها هم مي تواند باعث موفقيت بيشتر ما در رابطه شود. بهترين کار در اين خصوص نيز اين است که از کلمات به ساده ترين شکل ممکن استفاده شود و با صراحت کامل آن ها را بيان کنيم و صفت خاصي را به طرف مقابل برچسب نکنيم و از داوري هاي بي مورد دوري کنيم. فراموش نکنيم اگر ناراحتي ها و کدورت هايمان نسبت به همديگر زياد شده و در واقع روي هم تلنبار شده اند، مقصرخودمان هستيم که زودتر آن را حل و فصل نکرده ايم . در واقع بزرگ ترين اشتباه ما اين است که مانند بشکه اي از باروت، خشم هاي خود را انبار مي کنيم؛ ضمن اين که نمي توانيم انتقاد پذير باشيم . فرد سالم کسي است که منطق سالم پشت حرف هايش باشد و بپذيرد که گاهي دچار لج بازي هاي کودکانه و زورگويي مي شود. اگر نپذيرفتيم که خود ما هم اشتباه مي کنيم و دائم ديگران را مقصر بدانيم ، نمي توانيم رابطه موفقي داشته باشيم.

در واقع نگاه ما به ارتباط خيلي مهم است ؛ براي اين که ارتباط موفقي داشته باشيم، بايد بتوانيم به خوبي از آن نگهداري کنيم و براي نگهداري از آن بايد تلاش کنيم و هر لحظه چيز بيشتري بياموزيم. فراموش نکنيم که ذات ارتباط و ازدواج ، معصوم و پاک است؛ اما اين خود ما هستيم که با رفتار نادرستمان آن را خراب مي کنيم.

منبع: گزيده اي از مطلب روان شناسي زوج درماني مجله موفقيت شماره 304