ما پارکينسون را بيشتر به عنوانِ يک بيماري، به ويژه بيماري افراد سالمند، مي شناسيم. اما پاركينسون، نامِ يك قانون مهم در روان شناسي و مديريت هم هست. البته بين قانون پارکينسون و بيماري پارکينسون ارتباطي وجود ندارد. بد نيست بدانيد، هر دوي اين ها، به افتخار کاشفان شان، نام گذاري شده است.
در سال 1958 نويسنده و تاريخ نگار انگليسي، سي نورتکوت پارکينسون (1909 تا 1993) کتاب طنزي در توصيف رفتار انسان نوشت. "قانون پارکينسون : تعقيب پيشرفت". چکيده ي نظريه ي او، اين بود: "کارها تا وقتي ادامه پيدا مي کنند که زمانِ در اختيارشان را پر کنند".

قانون پارکينسون ( که گاهي اصل پارکينسون نيز ناميده مي شود) به شکلي حيرت انگيزي صحيح بوده است. در واقع قانون پارکينسون به قدري تکرار ، تکرار و نقل شده است که بسياري نمي دانند، اين قانون در ابتدا تنها يک شوخي و فکاهي بوده است.
حتي اگر اين قانون به طور نسبي معتبر و پذيرفته شده باشد، استدلالات متعددي براي کاربرد و کارآيي آن در سازمان ها، بهره وري مديريت، و انگيزش نيروي کار وجود دارد.
اين قانون مي گويد، معمولا افراد تمايل دارند تا كاري كه به آن ها محول شده، تا آن جايي كه امكان دارد، (مثلا تا پايان تاريخي كه از قبل تعيين شده)، به تعويق بياندازد. يكي از دلايلي كه روان شناسان براي اين موضوع ذكر مي كنند، اين است كه انجام زودتر از موعد يك فعاليت معمولا پاداشي به همراه ندارد، اما ممكن است باعث شود تا مسئوليت ديگري به فرد داده شود. بنابراين گذراندن و اتلاف زمان براي انجام فعاليت به سود فرد است، زيرا فشار كاري كمتري به او وارد مي شود. در پروژه هاي پيمان كاري، ممكن است كه اعلام اين كه پروژه زودتر از موعد پايان يافته، باعث شود تا سود حاصل از انجام كار كاهش يابد. از موارد ديگري كه باعث وقوع قانون پاركينسون مي شود، اين است كه در صورت انجام سريع تر كارها، ممكن است گفته شود، تخمين زماني غلط بوده است. دليل ديگري که براي قانون پارکينسون ذکر مي شود، اين است که مديران دوست دارند، مرئوسان بيشتري داشته باشند.
به زبانِ ساده، قانون پارکينسون مي گويد کار طوري گسترش مي يابد که زمان داده شده را پر کند يا به عبارتي مي گويد کار به اندازه ي زماني که براي انجام آن وجود دارد ادامه مي يابد. يک مثال براي درک بهتر:
قانون پارکينسون مي گويد اگر براي انجام پروژه اي يک هفته وقت لازم باشد و به شما براي انجام دادن همان پروژه دو هفته وقت بدهند، شما به اندازه ي دو هفته برايش وقت صرف مي کنيد. يعني شما پروژه را در پايان آن دو هفته به اتمام مي رسانيد گرچه يک هفته کافي بود.(نگوييدنه. اينگونه نيست؟!)  
اگر متوجه قانون پارکينسون نشديد، قانون و مثال را دوباره بخوانيد و با همديگر مقايسه کنيد!! قانون پارکينسون توجيه بسيار مناسبي مي تواند باشد براي افراد تنبل و برخي از مديران!
نکته ي مهم در مورد قانون پارکينسون: گستردگي(کش يافتن) به ميزان و ماهيت کار ارتباط چنداني ندارد.

در مورد زمان انجام کارها و در كنار قانون پاركينسون، قانون ديگري وجود دارد، با عنوان قانون مشخصه دانش آموزي. فرض كنيد، يك دانش آموز براي امتحان درس رياضي، 5 روز فرصت دارد. اين دانش آموز از روز اول شروع به دس خواندن نمي كند، بلكه مطالعه اش را مثلا از روز سوم شروع مي كند. در فعاليت هاي كاري و هم چنين پروژه هايي كه محدوديت زماني دارند، مي توانيم صحت اين قانون را مشاهده كنيم .
قانون پاركينسون در كنار قانون مشخصه ي دانش آموزي، اثرات منفي زيادي را باعث مي شوند. اين دو قانون باعث از دست رفتن زمان و ايجاد اضطراب و دلهره در فرد و سازمان مي گردد، كه نتيجه ي نهايي آن به تعويق افتادن پروژه ها و در مواردي كه محدوديت زماني شديد وجود دارد، كاسته شدن از كيفيتِ نتيجه كار است.
افراد و سازمان ها به طور طبيعي به اين دو قانون گرايش دارند. براي پرهيز از اثرات منفي ناشي از اين دو ويژگي، نيازمند آموزش و اجراي برنامه هاي خاص در سازمان هستيم. مثلا مي توان افراد و يا گروه هايي را كه فعاليت محوله را زودتر از موعد مقرر انجام داده اند، را تشويق كرد. مديريت زمان، راهکار غلبه بر اين مشکل است. راهکاری برای استفاده ی درست از بزرگ ترين سرمايه ی انسان: يعنی زمان. موضوعي که در شماره هاي بعد، در موردش صحبت خواهيم کرد.

و اما قانون پارکينسون چند تعريف ديگر هم دارد. ازجمله:
هزينه ها بدون استثنا آنقدر بالا مي روند تا با درآمد ها يکسان شوند!!! هر چه درآمدتان بيشتر باشد بيشتر خرج مي کنيد و همچنان در موقعيت قبلي خود باقي مي مانيد.اگر هنوز اين قانون را باور نداريد به اين بينديشيد که چرا اکثر انسانها از نظر مالي پيشرفت نمي کنند!!! (لطفا مثال خاص نزنيد.) اگر به هيچ وجه قانع نمي شويد، پس، قانون شکني کنيد!!! خوشحال می شوم که شما يکی از اين قانون شکنان باشيد.